مسلّط است و شش برادر مىباشند كه همه مسلّط هستند و در حقيقت امير حاج اين طرف راه مدينهء منوّره هستند ، حاضر نموده ، يك طاقه شال كرمانى . . . . . . . « 1 » داده [ 10 ] كه الى مدينه همراه بوده ، از شرّ خودش و اشراريكه توابع او هستند ، بعد از فضل خداوند محفوظ بدارد تا چه پيش آيد .
54 عدد ليره با هم كرايه و خاوه به شاكر و پنج عدد ليره به اكام ( عكام ) كه از ينبوع الى مدينه به همراه آمدند داده ، پنج روز در راه . . .
[ 16 ذى قعده : در بقيع ]
روز شانزدهم ذيقعده ، چهار ساعت بهغروب مانده ، وارد مدينهء منوّره شده ، روز پنجشنبه هفدهم بعد از غسل و تطهير نمودن در حمام ، به زيارت حضرت رسول - صلّيالله عليه وآله - و ائمهء طاهرين - سلام الله عليهم اجمعين - و حضرت فاطمهء زهرا - سلام الله عليها - در بقيع مشرّف شدم و به جناب مشيرالسلطنه و اولاد و دوستان و اقربا دعا كردم و مخصوصاً و يك سيد خلخالى را ديدم كه در روضهء منورهء ائمهء طاهرين در بقيع روضه مىخواند . گريهء زيادى نموده و به دعاى وجود فائض الجودِ همايونى - ارواحنا فداه - دعا نموده ، سلامت ذات مقدّس را از خداوند عالم - جلّ شأنه و عظمته - مسألت كرده ، پس از روضه ، به سيّد گفتم ذات مقدّس ملوكانه را در ملأ دعا كرده ، به منزل مراجعت نمودم .
خداوند ان شاءالله جناب مشير السلطنه را هم به اين فيض
هامش
( 1 ) . به اندازه دو كلمه ناخوانا .