او از نظر فلسفى پيرو اساتيدش ميرداماد و ميرفندرسكى بود و فلسفه مشاء را آميخته با ذوق اشراقى تدريس مىكرد .
ميرزا رفيعا گاهى شعر مىسرود كه اندكى از آنها در تذكرهها آمده است .
اين عالم عالىقدر در سال 1082 ه . ق ، به ديار باقى شتافت . پيكرش را به تخت فولاد بردند و به خاك سپردند . به دستور شاه سليمان صفوى ، بقعهاى باشكوه با گنبدى كاشىكارى ، بر مزارش ساخته شد .
ج ) شيراز
در اين شهر نيز برخى سادات طباطبايى ساكن شدند كه سيد زيدالاسود از آن جمله است . وى پيشتر در بيتالمقدس به عبادت مشغول بود و از زاهدان و عابدان زمان خود به شمار مىرفت .
هنگامى كه سلطان عضدالدوله ديلمى به حج رفته بود ، خواست با يكى از سادات حسنى به نام زيدالاسود بن ابراهيم ابن محمد بن قاسمالرُسّى بن ابراهيم طباطبا بن اسماعيل ديباج بن ابراهيمالغمر بن حسنالمثنى بن امام حسن ( ع ) كه سيدى جليل ، شريف و از بزرگان سادات حسنى در قرن چهارم بود ، همچنين از زاهدان و عابدان زمان خود در بيتالمقدس