2 . هنگامى كه ابراهيم از زندان منصور دوانيقى در سال 158 ه . ق آزاد و به اجبار ساكن عراق شد ، نبطيان ساكن عراق اين سيد جليلالقدر بينالنهرين را طباطبا يعنى سيدالسادات مىناميدند . البته اين روايت به واقعيت نزديكتر است . ابن عنبه از ناصر اطروش نقل مىكند كه طباطبا در زبان نبطيان ، به معناى سيد سادات است ؛ بنابراين لقب طباطبا را اهل سواد عراق به او دادند . « 1 »
محقق معاصر ، مرحوم استاد سيدمحمد محيط طباطبايى كه از سلسله سادات طباطبا بوده ، كلمه طباطبا را لفظى نبطى مىداند كه معنى آن سيدالسادات است . سخن وى دراينباره چنين است :
به اعتبار وجود ريشههاى طوبى و طوبيا و طوب و نظير آنها در لهجههاى عبرى و آرامى و عربى به معناى خوش و خوب ، اشتقاق و اتخاذ طباطبا از ريشه نبطى بعيد بهنظر نمىرسد ؛ زيرا صورت ظاهر كلمه ، عربى نيست و براى قبول صورتهاى ديگر نيز مجوز قوى نداريم . پس بهتر است كه طباطبا را از طباطباى نبطى به معناى سيدالسادات بدانيم . « 2 »
هامش
( 1 ) . عمدة الطالب ، ص 199 ؛ المجدى فى انساب الطالبيين ، ص 72 ؛ الاصيلى فى انساب الطالبيين ، صص 116 و 117 .
( 2 ) . ر . ك : مصاحبه كيهان با استاد خسرو شاهى ، روايت 25 سال حضور در محضر علامه طباطبايى ( قسمت اول ) / پايگاه انديشوران (www . andishvaran . com ) .