حركت كردند . به هر گروهى از دشمن كه مىرسيدند ، يك نفر را با گروهى مأمور جنگ با آنان مىكردند و خودشان راه را تا نزديكى قصر پيمودند . در آنجا ابراهيم با ابنمطيع و افرادش روبهرو شد . مختار نيز با شمر و سپاهش در حال جنگ بود . ابراهيم پيش از حمله ، فرياد زد : « سوگند به خدا ، اگر ضربت شمشير شما را بچشند ، مانند بزغالهاى كه از گرگ فرار مىكند ، گريزان مىشوند » . « 1 »
سپس با حملهاى سخت ، آنان را درهم كوبيد . ابراهيم و نيروهايش فورى قصر را كه ابن مطيع به آنجا پناه برده بود ، محاصره كردند . اين محاصره سه روز ادامه داشت . چون محاصره سخت شد ، شبث بن ربعى ، به ابن مطيع پيشنهاد داد كه از مختار امان بخواهد و به مصعب بن زبير در بصره بپيوندد . ابن مطيع رأى او را پسنديد و شب هنگام از دار الاماره خارج و به خانه ابوموسى داخل شد . مطابق گزارشى ديگر ، ابن مطيع با لباس زنانه از قصر گريخت و افراد درون قصر و محاصرهشدگان ، از مختار امان خواستند و ابراهيم به آنان امان داد . « 2 »
با آزادشدن كوفه و تصرف دار الاماره ، مختار به آن وارد شد و فردا در مسجد بر فراز منبر رفت و خطاب به مردم گفت :
« تُبايِعُوني عَلى كِتابِ اللهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ وَ الطَّلَبِ بِدِماءِ أَهْلِالْبَيْتِ ، وَ جِهادِ الْم - حِلِّينَ وَ الدَّفْعِ عَنِ الضُّعَفاءِ .
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 6 ، ص 392 .
( 2 ) . ر . ك : الاخبار الطوال ، صص 336 ؛ تاريخ ابن خلدون ، ج 2 ، ص 246 .