نَفْسي فِداكُمْ طاعِنُوا وَجالِدُوا * حَتَّى يُبانَ مِنْكُمُ المُجاهِدُ
وَارْجُلًا تَتْبَعها سَواعِدُ * في نَصْرِ مَولايَ الحُسَيْنِ الْعابِدُ
بِذاكَ اوْصانا . . . 1 * الْوالِدُ بِنَصْرِ ابْنِ المُرْتَضى يا جُحَّدُ
- اى ياران حسين ، جانم فدايتان ، شمشير و نيزه بزنيد تا مجاهدان شناخته شوند و جدا گردند . « 1 »
- و پاها و در پى آن بازوان ، در يارى سرور عابدم حسين ( ع ) قطع شود .
- اى انكاركنندگان ، پدر ، ما را به يارى فرزند مرتضى سفارش كرده است .
وى هنگام مبارزه ، به پرچمداران لشكر « ابن سعد » حمله كرد و گروهى از آنان را به هلاكت رساند . او پس از چند لحظه استراحت در ميدان جنگ ، بار ديگر بر آن جماعت حمله برد « 2 » و اين شعر را خواند :
يا لَكَ يَوْماً كاسِفاً وصَعْبا * يا لَكَ يَوْماً لا يُواري كَرْبا
يا ايُّها الْباغِي الَّذي ارْتَكَبا * فَلا نَخافُ المَوْتَ كمّا قَرُبا
لِأَنَّ فينا بَطَلًا مُجرَّبا * اعْنِي الحُسَينَ عِنْدَنا مُحبَّبا
هامش
( 1 ) . اين بيت در سند ناقص ، و همينگونه آورده شده است و احتمال دارد ، كلمهاى جا افتاده باشد .
( 2 ) . اسرار الشهاده ، دربندى ، ج 2 ، ص 284 .