وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِينَ
ابراهيم ( ع ) پس از نجات يافتن از شرّ نمروديان با لوط كه پسر برادر او ناخور نام بود و او اول كسى است كه بابراهيم ايمان آورد با برادر ديگر لوط و ساره دختر عموى ابراهيم او نيز با آنان همراه بود و اين چهار نفر با هم بشام رفتند ، و مقصود از
( الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا )
همان زمين شام است كه آن را بركت داديم به آب خوشگوار و ميوههاى بسيار ، و مفسّرين جهات ديگرى نيز در وجه بركت آن گفتهاند و ما براى اختصار از بيان آن خوددارى مينمائيم .
وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ
اسحق پسر ابراهيم عليه السّلام بود و يعقوب نبيره او پسر اسحق ( نافلة ) يعنى چون ابراهيم از ما اولاد خواست چنانچه در سوره ( صافّات ) ذكر شد يعقوب را بر مسئول ابراهيم زياد كرديم و تمام آنها را از صلحاء و شايستگان مقام نبوت و ولايت گردانيديم .
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ
امام بر وزن فعال بمعنى مفعول مثل فراش بمعنى مفروش يعنى ما اينها را قرار داديم امام و پيشواى مردم كه بامر ما خلق را هدايت نمايند و آنها را به راه حق و حقيقت رهسپار گردانند و دين حق را بر پا دارند و بطريق وحى به آنان آزموديم كه چگونه عمل بخيرات و كارهاى نيكو نمايند از به پا داشتن نماز و اعطاء نمودن زكات و اينها از عبادت كنندگان بودند كه پرستش آنها مخصوص به حق تعالى بود و در مقام عبادت خالص بودند و آنان را پيشوا و رهنماى خلق گردانيديم كه طريق بندگى و عبوديت را به آنها بيازمايند و از كجروى بطريق سعادت رهسپار گردند .