ناپذيرى مرتّب و هميشه در گردش باشد و در هر آنى ملياردهايى از ممكنات از وادى نيستى بصحراى وجود تظاهر نموده و پس از آن باز راه نيستى را گرفته و معدوم گردند بدون اينكه سر سوزنى در دستگاه آفرينش تغييرى پديد گردد زيرا عالم وجود ممكنات قطرهاى است از سر چشمه فيض منبسط الهى كه على الدوام در جريان است و منقطع نخواهد گرديد مگر باراده فيّاض مطلق اين است كه هميشه چرخ گيتى در گردش است .
ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنا بَعْضَهُمْ بَعْضاً
رسولان پى در پى آمدند و افراد بشر به عادت ديرينهشان آنان را تكذيب نمودند و همه را بدون مهلت هلاك گردانيديم .
وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ فَبُعْداً لِقَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ
و از آنها باقى نماند مگر داستان آنان كه عبرت ديگران گرديد .
( احاديث ) يا جمع ( حديث ) يا جمع ( احدوثه ) مثل ( اعجوبه است ) و آن حكاياتى است كه مردم خود را به آن سرگرم ميكنند و گويند در اينجا مقصود اسم ( ما يتحدث به ) است كه بطور تعجّب حكايت ميكنند ، و استعمال لفظ ( احدوثه ) را در شرّ آرند نه در خير .
ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى وَ أَخاهُ هارُونَ بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ
پس از پيمبران و رسولانى كه پى در پى براى هدايت خلق فرستاده شدند و هلاك گرديدن قوم آنها در اثر مخالفت نمودن و تكذيب كردن آنان ، موسى و هارون عليهما السلام برسالت براى هدايت فرعون و فرعونيان فرستاده شدند با آيات ظاهر و هويدا كه بالاترين آنها يد بيضا و عصا بود و اين دو معجزهاى بود كه در اول مبعوث گرديدن حضرتش بوى كرامت گرديد كه برود و فرعون و تابعين او را هدايت نمايد و پس از آن معجزات ديگرى مثل شكافتن دريا و انفجار چشمه آب بزدن عصا را بر سنگ و باقى معجزات نه گانه كه براى اثبات رسالتش بوى داده شده بود به دستش ظاهر گرديد .