در باره او خوددارى ننمودند و نيز از هدايت يافتن آنها مأيوس گرديد در مناجات عرض مىكند خدايا مرا يارى گردان به آنچه اين جماعت مرا تكذيب ميكنند و مسلّما نفرين پيمبران مثل باقى اعمالشان باذن خدا بوده وقتى كفر و الحاد را از حدّ ميگذرانيدند و آنها ميدانستند كلمه عذاب بر آنها محقّق گرديده از خدا طلب يارى ميكردند .
قالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نادِمِينَ
ماء ( عمّا ) زائده است و معنى ( عن قليل ) يعنى يهود ( ع ) جواب ميرسد اندك زمان ديگر طولى نميكشد كه اينان وقتى آثار عذاب را ديدند از كرده خود پشيمان خواهند گرديد ، آرى وقتى ميرسد كه انسان از كرده خود نادم و پشيمان ميگردد لكن متأسفانه وقتى عمر سر آمد و زمان عمل گذشت و ظهور جزاء ظاهر گرديد ديگر پشيمانى سودى نخواهد داشت .
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْناهُمْ غُثاءً فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
موقع عذاب رسيد و آنان را صيحه آسمانى كه به حق و مستعد عذاب بودند فرا گرفت ، و شايد مقصود از صيحه آسمانى صداى مهيبى بود كه جبرئيل بامر خدا چنان فريادى كرد كه زهرههاى آنها شكافت و هلاك گرديدند ، بقول بعضى اين جماعت قوم ثمود بودند بدليل آنكه عذاب آنان صيحه آسمانى بوده ، و بقول ديگر قوم عاد بودند ، و ممكن است گفته شود هر عذاب استيصالى كه بر هر طايفهاى وارد ميشد آن را صيحه ميناميدند ، و پس از صيحه آنان را گردانيديم مانند خاك و خاشاكى كه در وادى آب برده جمع مىشود و در زمين پراكنده ميگردد و دورى است يا دورى باد از رحمت خدا مر جماعت ستمكاران را .
ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قُرُوناً آخَرِينَ
الخ پس از هلاكت قوم عاد يا ثمود چون بنا بر اينكه سنّت خدا
( كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ )
بر اين جارى گرديده كه اين كارخانه و دستگاه آفرينش و اين جهان لا يتناهى با قدرت و اراده غير محدود ازلى در تحت شرائط و مقررات خاص تغيير