فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ
( لم يستجيبوا ) فعل و فاعل است و مفعولش محذوف است و در معنى چنين مىشود كه اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم اگر كفار و آنان كه به تو اعتراض ميكنند و از تو معجزاتى مثل معجزات موسى طلب ميكنند و تو از آنها براى اثبات حقانيت قرآن مطالبه كردى كتابى را كه طريق هدايت را بهتر نشان بدهد بياورند اگر راست ميگويند و از آوردن همچه كتابى عاجز ماندند ، بدان كه اينان تابع هواى نفس خود گرديدهاند و خواهند راه عذرى براى خود باز نمايند و زير بار اسلام نروند
وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ
آيه در مقام توبيخ و سرزنش كفار است ، و اشاره به اينكه گمراهترين گمراهان كسى است كه بدون راهنمايى كه از جانب خدا باشد تابع هواى نفس خود گردد .
( من ) موصوله ( اضلّ ) افعل التفضيل است يعنى گمراهترين گمراهان كسى مىباشد كه بدون متابعت پيمبرى كه وى را بجاده حقيقت رهبرى نمايد و طريق سعادت و فيروزيابى را بوى بنماياند بدلخواه خود عمل نمايد .
از آيه ميتوان استفاده نمود كه توبيخ و سرزنش راجع به كسى است كه از طرف حق تعالى هدايت نيافته و عمل وى فقط از روى هواى نفسانى انجام ميگيرد لكن گاهى مىشود كه هواى نفسانى مطابق ميگردد با طريق هدايتى كه از طريق حق تعالى مىباشد و آن وقتى است كه نفس تابع عقل گرديده و بفرمان عقل عمل مىكند و چنين كسى اگر چه بدلخواه خود عمل مىكند لكن خواست او همان خواست خدا است ، قوله تعالى
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
.
إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
واضح و مسلّم است كه كسانى كه تابع هواى نفسانى خود گرديدهاند و از طرف حق تعالى هدايت نيافتهاند چنين كسانى به خود ستم نموده و خود را از درجه اعتبار ساقط گردانيدهاند و ديگر استعداد هدايت در آنان باقى نمانده است ،