تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
خداوند رسولى نفرستاده كه بگويد عالم را مبدء و خدايى است بلكه وظيفه آنها چنين بوده كه مردم را ارشاد نمايند كه خداى واحد احد را پرستش نمايند و غيرى را با او در عبادت شريك نگردانند و بدانند غير از او هيچ موجودى مدخليّتى در تأثير و افاضه ندارد و فرعون خواسته در اين امر فطرى در دل مردم شك اندازد . دوم - قوله كه گفته ( إله غيرى ) خواسته امر إله را بر مردم مشتبه گرداند و به گمان آنان در آورد كه مصداق آن امر فطرى ضرورى منم يعنى منم خداى عالم نه آنكه موسى ميگويد . سوم - قوله
( فَاجْعَلْ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلى إِلهِ مُوسى )
. اين مغالطه ديگرى است كه امر بر مردم مشتبه گردد و گمان كنند إله عالم جسم است و براى او مكانى است كه وصول به او ممكن است ، و وقتى ممكن باشد خدا جسم باشد مىشود فرعون إله باشد . و واقعا جاى تعجّب است كه چگونه ميخواست امر را بر مردم مشتبه كند و جلو گير رؤيت اشعّه شمس وجود گردد ( عميت عين لا تراك ) با اينكه اشعّه نور قيومى به هياكل موجودات احاطه دارد . و عجب‌تر اينكه انسانى كه ميداند به تمام اجزاء عالم محتاج است چگونه به اين اندازه امر بر وى مشتبه ميگردد كه مثل فرعون نسبت الوهيت بنفس ضعيف ناچيز خود ميدهد و بمردم بپرستش خود امر مينمايد . و مسلّم كسانى كه زير بار او رفته بودند يا از ترس و تقيّه يا بطمع مال و جاه و رياست سر بنده‌گى بسوى وى فرود آورده بودند و گر نه البته ميدانستند كه فرعون يك آدم ناچيز مثل خودشان نميشود پديد آورنده و إله عالم باشد .
وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنا لا يُرْجَعُونَ
فرعون بدون حق استكبار نمود با اينكه كبر و كبريايى مخصوص بذات احديت است چنانچه در حديث قدسى است كه فرموده ( الكبرياء ردائى و العظمه