پشت در است و گمان مىكند كه او رسول خداوند عالميان است فرعون بشيربان كه موكّل بر شير بود امر نمود كه زنجير شير را باز كند و عادت او چنين بود كه بر هر كس غضب مينمود وى را نزد شير مىانداخت تا او را هلاك گرداند .
منزل فرعون نه درب داشت وقتى موسى ( ع ) درب اول را كوبيد نه درب تمام باز گرديد و موسى داخل شد شيران وقتى موسى را ديدند دم جنبانيدند و تملقكنان سر خود را بپاى او مىماليدند ، فرعون بحاضرين گفت آيا هرگز مثل اين را ديده بوديد ، وقتى موسى ( ع ) نزديك فرعون رفت فرعون موسى را سرزنش نمود گفت
( أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً
تا آخر ) پس از آن فرعون به مردى امر كرد كه دست موسى را بگير و به ديگرى گفت با شمشير گردن او را بزن آن وقت جبرئيل با شمشير گردن شش نفر از ياران فرعون را زد فرعون گفت دست از او برداريد پس از آن موسى دست زير بغل نمود چون بيرون آورد مانند آفتاب درخشنده بود ، عصا را انداخت اژدها گرديد ، فرعون گفت تا فردا مهلتم بده . ( مجمع البيان ) با چنين معجزات ظاهر هويدا فرعون گفت اينها سحر است و ما از پدران پيشينيان خود نشنيدهايم كه ساحرى ادّعاى نبوت كند ، و شايد مقصود فرعون اين بود كه ما از پيشينيان نشنيدهايم كه خدايى باشد و پيمبرى بفرستد اين بود كه فرعون براى اغواء گردانيدن مردم گفت :
وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي
الخ فرعون لعين از سخنانش چنين معلوم مىشود كه ميخواسته امر بر مردم مشتبه گردد و معجزات حضرت موسى ( ع ) را حمل بر سحر نمايند ، و همانطورى كه از آيه استفاده ميگردد اين بود كه با اينكه شايد حقّانيت موسى بر او واضح بود بجهاتى مغالطه كارى نموده و به چند وجه امر را مشتبه گردانيد .
اول -
( ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ )
با اينكه علم باحتياج عالم بصانع از ضروريات بلكه از فطريات بشمار ميرود و در آن خدشه ممكن نيست اينست كه