كه جامع تمامى مراتب وجود وى است از روح و بدن و قوى و مشاعر بپايان رسيد در روز قيامت مبعوث ميگردد .
اينكه آيات را بر هم مترتب گردانيده شايد اشاره به اين باشد كه اين مراتب مترتّب بر همند هر سابقى مقدّمه بر مرتبه بالاى خود و هر لا حقى نتيجه و ما حصل مرتبه زيرين خود مىباشد .
بعبارت ديگر هر موجود دانى را مقام و محلى است در عالى كه ميكوشد و على الدوام بدور خود ميچرخد تا متصل بوى گردد . و هر موجود عالى را ظهور و به روزى است در دانى اينست كه تمام موجودات متصل و مرتبط بيكديگرند و مثل حلقههاى زنجير بهم پيوستهاند .
ببين چگونه در اين آيات كه مراتب بشرى را بيان نموده از جوهر خاك آغاز نموده تا منتهاى كمال بشرى او كه در قيامت تحقّق مىپذيرد .
خاك را مقدمه نطفه و نطفه را مقدمه مضغه و نطفه و مضغه را نتيجه و ما حصل جوهر خاك و همچنين و هر مرتبه ما دون را مقدمه بالاتر و بالاتر را ما حصل ما دون گردانيده و كمال انسانى كه در قيامت ظهور و بروز پيدا مينمايد نتيجه و ما حصل تمام مراتب زيرين خواهد بود و راجع به اين موضوع در كتاب معاد و آخرين سير بشر اندازهاى بحث نموديم به آن جا مراجعه شود .
وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ
طرائق جمع طريقه و طرق جمع طريق است ، چون بعقيده علماى هيئت قديم مقصود از طرائق طبقات آسمانهاى هفتگانه است ، در مفردات گفته ( و اطباق السماء يقال لها طرائق ) يعنى هفت آسمان هر طبقه بالاى طبقه ديگر است زيرا كه هر يك پيچيده شده به ديگرى است . و بقولى مقصود راههاى ملائكه است لكن بنا بر هيئت جديد مقصود از طرائق راههاى سيارات هفتگانه : ماه ، خورشيد زهره ، زحل ، مريخ ، عطارد ، مشترى است كه هر يك را كرهاى است مخصوص به خود كه در آن سير مينمايد و راه جداگانهاى دارند كه چسبيده بهم نيستند .