و كش مكش واقع گرديدهايم و تفرقه بين ما افتاده و آمدن تو بر ما ميمون نبوده صالح در پاسخ به آنان فرموده فال بد شما ناشى از خودتان و بازگشت بخودتان خواهد نمود و محنت و بليّه از جانب خدا بشما اصابت مينمايد .
بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ
شما جماعتى هستيد كه آزمايش ميشويد و شما مورد امتحان واقع خواهد گرديد و بشومى اعمال بد خودتان گرفتار ميشويد .
وَ كانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ
گويند محلى كه صالح در آن بود قطعهاى از زمين حجر بود و در آنجا نه دسته از اشرار و اكابر بودند كه رئيس آنها بنام قدّار بن سالف بود و در اعدام نمودن ناقه صالح بيشتر از ديگران جديّت مينمود ، و از حضرت رسول ( ص ) حديث ميكنند كه فرموده شقىترين پيشينيان قدّار است كه ناقه صالح ( ع ) را پى نمود ، و شقىترين مردم در امّت من كشنده على بن ابى طالب عليه السّلام است .
وَ كانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ
از سه نفر تا ده نفر را رهط گويند و اين نه نفر چون از اشراف و رؤساء ملّت بودند هر يك بمنزله جماعتى به حساب مىآمدند .
يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ
اين نه نفر كه شريرترين مردم بودند در زمين حجر كه محلّ تبليغ رسالت صالح بود فساد مينمودند و با هم معاهده نمودند و به خدا قسم ياد كردند كه هم دست شوند و بر صالح و تابعين او شبيخون زنند و آنان را اعدام نمايند و پس از آن عمل زشت خود را مخفى گردانند .
وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
از ابن عباس روايت شده كه صالح در غارى مسجدى داشت و شبها در آنجا مشغول عبادت و نماز ميشد و آن نه نفر رهط با هم گفتند صالح بما گفته تا سه روز ديگر بر شما عذاب نازل خواهد شد ، ما پيش از اين سه روز درب غار مىنشينيم