تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١

ترجمه

( سليمان ( ع ) در جواب خبر دادن هدهد از شهر سبأ ) گفت من نظر و تأمّل ميكنم كه آيا تو راست گفتى يا از دروغگويان ميباشى ( 27 ) اين نامه من را ببر و بسوى آنها بينداز و رو بگردان از آنها و ببين با هم چه ميگويند ( 28 ) بلقيس گفت اى گروه اشراف كتاب بزرگوارى بسوى من افتاده ( 29 ) ( و در آن چنين نوشته شده ) اين نامه از سليمان است و محققا آن بنام خداوند بخشنده مهربان است ( 30 ) بر من برترى نجوئيد و بسوى من بيائيد در حالى كه تسليم شدگان باشيد ( 31 ) اى گروه اشراف در كار من فتوى دهيد ( يعنى رأى انديشى نمائيد ) من در كار خودم ( بدون حضور و صلاح ديد شما ) برنده و فيصل دهنده كارى نميباشم ( 32 ) آن جماعت گفتند ما مردمان قوى و توانا و شجاع هستيم و فرمان تو راست بنگر چه چيز امر ميكنى ( 33 ) بلقيس گفت حقيقة وقتى پادشاهان داخل شهرى گردند فساد خواهند نمود و عزيزترين اهل آنها را خوار ميگردانند و چنين ميكنند ( 34 ) و من هديه‌اى براى او ميفرستم پس نگرنده ميباشم كه فرستادگان ما چگونه برميگردند ( 35 ) چون فرستادگان بلقيس ( با هديّه ) نزد سليمان آمدند سليمان گفت آيا مرا بمال مدد ميكنيد و آنچه خداوند به من عطا نموده بهتر است از آنچه بشما عطاء كرده بلكه شما بتحفه خودتان شادمانيد ( 36 ) بر گرديد بسوى او و البته بسوى آنها لشگرى ميآورم كه آنان طاقت ( مقابلى با آنها را ) ندارند و البته آنها را بذلّت از شهر خودشان بيرون ميكنم و آنها خوار شدگان باشند ( 37 ) سليمان گفت اى گروه بزرگان كدام يك تخت بلقيس را حاضر مينمائيد پيش از آنكه آنان تسليم شدگان بيايند ( 38 ) ديوى از جنّ گفت من تخت او را پيش از آنكه تو از جاى خود حركت كنى ميآورم و بدرستى كه من براى اين عمل توانا و امين ميباشم ( 39 ) آن كسى كه نزد او علمى از كتاب بود گفت پيش از آنكه تو چشم خود را برگردانى من تخت او را خواهم آورد و چون سليمان ديد تخت بلقيس نزد او گذارده شده گفت اين از فضل پروردگار من است تا آنكه مرا بيازمايد كه آيا او را شكر ميكنم