الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ
اين مردمان مسرف كه شايد مقصود رؤساء و ثروتمندان آن جماعت باشند در زمين فساد ميكنند و كارى كه صلاح و سعادت شما در آن باشد و شما را از شقاوت بسعادت آورد پيش نهادتان نخواهند نمود .
قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ، ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
آن جماعت بصالح عليه السّلام گفتند تو را سحرت كردهاند و عقلت ضايع گرديده كه بما چنين سخنان مىگويى و تو يك بشرى ميباشى مثل ما چطور ادّعاى پيمبرى ميكنى و اگر تو پيمبرى و راست مىگويى يك معجزه و آيتى براى ما بياور كه نشانه صدق گفتارت باشد .
مفسرين گفتهاند پس از آنكه قوم از صالح معجزه خواستند صالح گفت چه ميخواهيد گفتند ميخواهيم از اين كوه ناقه آبستنى كه ده ماهه باشد بيرون آيد و فورا وضع حمل نمايد صالح متحيّر ماند بوى وحى رسيد دو ركعت نماز بخوان و از خدا بخواه كه چنين معجزهاى را بدست تو جارى گرداند صالح چنين كرد فورا كوه شكافته شد و يك شتر ماده آبستن ده ماهه بقدرت ايزد متعال از كوه بيرون آمد .
قالَ هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ ، وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ
ثموديان آبى داشتند كه همه روزه براى انجام كارهاى خود اعمال مينمودند صالح به آنها گفت اين آب يك روز مال شتر باشد و يك روز مال شما روزى كه آب قسط شتر بود ميآمد لب آب و تمام آب را مىخورد و در مقابل آن شير ميداد و روزى كه آب قسمت ثموديان بوده شتر لب آب نميآمد و شير هم نميداد ، و صالح به آنها سفارش نمود كه مبادا متعرّض اين شتر بشويد اين ناقة اللَّه است اگر به او صدمهاى وارد بياوريد عذاب بزرگى در روز عظيمى بشما اصابت خواهد نمود .