( ترجمه )
( 26 / 175 - 141 )
تكذيب نمودند جماعت ثمود فرستادگان را ( 141 )
ياد كن وقتى كه برادر آنها صالح ( بقوم ) گفت آيا از عذاب خدا نميترسيد ( 142 )
بحقيقت من براى شما رسول امينى ميباشم ( 143 )
از خدا بترسيد و مطيع من گرديد ( 144 )
و براى رسالت خودم از شما اجر و مزدى طلب نميكنم پاداش من نيست مگر بر پروردگار جهانيان ( 145 )
آيا شما هميشه در زمين دنيا در حال امن و امان بازگذاشته خواهيد بود ( 146 )
و نيز در بوستانها و چشمهها ( 147 )
و كشتهاى خود و درختهاى خرما و شكوفههاى لطيف آن ( باقى خواهيد ماند ) هرگز چنين نخواهد بود ( 148 )
و از كوهها خانهها ميتراشيد در حالى كه در تراشيدن ماهر ميباشيد ( 149 )
از خدا بترسيد و مرا فرمان بردار باشيد ( 150 )
و مطيع امر فساد كنندگان مشويد ( 151 )
آن كسانى كه در زمين فساد ميكنند و اصلاح نمىنمايند ( 152 )
آن جماعت بصالح گفتند تو از سحر شدگانى تو را سحر كردهاند ( 153 )
نيستى تو مگر يك بشرى مثل ما اگر راست مىگويى معجزهاى بياور ( 154 )
صالح گفت اين است ناقهاى