فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ ، فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ
بيشتر آن جماعت با اين معجزه بزرگ ايمان نياوردند و برگشتن و پى كردن شتر چنانچه در آيات ديگر شرح آن داده شده و داستان آن چنين بوده كه در آن جماعت دو مرد بنام قدّار و مصدع كه رئيس قوم بودند و با دو زن زانيه يكى بنام قطام و ديگرى بنام ملكاء تمهيد نمودند و متصدى قتل شتر گرديدند و شتر را پى كردند وقتى آثار عذاب را ديدند از عمل خود پشيمان گرديده و ديگر پشيمانى به حال آنان سودى نداشت و همه آن جماعت بصيحه آسمانى هلاك گرديدند با اينكه چنانچه گفتهاند اين عمل بدست دو مرد و دو زن انجام گرفت لكن چون همگى آنها بر اين عمل راضى بودند و اصلا اكثر آنها ايمان نياورده بودند اين بود كه همگى مبتلا به عذاب گرديده و هلاك شدند .
وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ
و تكرار اين آيه پس از فرود آمدن عذاب و هلاك گرديدن مشركين و كافرين اشاره به دو صفت از اوصاف جلال و جمال الهى است ، و خطاب برسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم نموده كه بدان پروردگار تو هم غالب و قاهر فوق عباد است و هم رحيم و مهربان در موقع غضب سخت انتقام و شديد العقاب است و در موقع رحمت رحيم و مهربان است و كفار و اشقياء باعمال خودشان خود را در موقع غضب و سخط الهى واقع گردانيدهاند .
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ ، إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لا تَتَّقُونَ
( الى قوله تعالى )
إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ
تكذيب نمودند قوم لوط پيغمبران را و نيز لوط نبى ( ع ) كه از رسولان بود تكذيب نمودند و لوط ( ع ) كه برادر نسبى آنها بود مثل سائر انبياء در مقام تبليغ رسالت بر آمد و آنان را امر بتقوى و اطاعت نمودن امر حق تعالى نمود ، و چنانچه گفته شد تكرار اين آيات براى اينست كه دانسته شود كه روش تمام