( توضيح آيات )
قالَ فِرْعَوْنُ وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ
پس از آنكه موسى عليه السّلام و هارون ( ع ) نزد فرعون آمدند و گفتند ما فرستادگان پروردگار عالميانيم فرعون گفت كيست پروردگار جهانيان كه شما فرستادگان او ميباشيد .
سؤال فرعون از ( ما ) حقيقيّة بود كه حقيقة پروردگار خود را بيان نما كه او چيست و چون تعريف حقيقت شيئى كه در جواب سؤال از ( ما ) حقيقيه ميآورند يا بايد به خود حقيقت باشد يا باجزاء حقيقيه او يا به چيزى كه از لوازم داخلى و خارجى آن باشد يا بآثار جلىّ آن .
امّا معرّفى نمودن ذات پروردگار جهانيان كه مورد سؤال فرعون بوده به خود حقيقت محال است زيرا كه معرف بايستى اجلى از معرّف باشد و حقيقت را بحقيقت معرّفى نمودن درست نيست مثل اين ماند كه گفته شود حقيقة حقيقت است .
اما معرفى نمودن ذات واجب را باجزاء حقيقيّة آن هم راجع به حق تعالى محال است زيرا كه او سبحانه مجرّد و بسيط است تركيب شده از جنس و فصل نيست كه در تعريف ماهيّات و انواع ممكنات ميآورند و او منزه و مبرّا است از مركب بودن . و نيز معرفى نمودن او را بلوازم داخلى و خارجى آن هم ممكن نيست زيرا وقتى كه حقيقت ذات مجهول باشد لوازم ذاتى آن نيز براى بشر مجهول است .
اين است كه براى معرّفى نمودن حقيقت واجب و پروردگار جهانيان فقط يك راه باقى است و آن استدلال بآثار جلىّ و واضح است كه شناسايى حقيقت واجب براى هر ممكن خواه ملك باشد يا جنّ يا انسان محال است .
آرى شناسايى حقيقت هر شيئى باحاطه به آنست و ذات الهى محيط است نه محاط هر چه در عقل و وهم و فهم و حواس آيد خداى تعالى منزه از آنست زيرا