ميدانيد ( 35 )
درباريانش گفتند او و برادرش را مهلت بده و بفرست در شهرها ( سحره را ) جمع آورى كن ( 36 )
تا اينكه ساحران ماهر دانا را بياورند ( 37 )
و در روز معينى معلوم تمام ساحرها جمع گرديدند ( 38 )
و بمردم گفته شد آيا شما در آن روز معين ( در آن محل ميقات اجتماع مينمائيد تا واقعه را بنگريد )
اگر ساحرين غالب گردند شايد ما تابع آنها گرديم ( 39 )
وقتى ساحرها آمدند بفرعون گفتند آيا اگر ما بر موسى غالب گرديم پاداش ( بزرگى ) براى ما خواهد بود ( 40 )
فرعون گفت آرى اگر چنين باشد شما از مقرّبان درگاه خواهيد گرديد ( 41 )
موسى بساحرها گفت آنچه از سحر تهيّه كردهايد بيندازيد ( 42 )
آن گاه ساحرها طنابها و عصاهايى كه به آن سحر كرده بودند انداختند و گفتند قسم بعزّت فرعون كه محقّقا ما غالب خواهيم گرديد ( 44 )
پس از آن موسى عصاى خود را انداخت كه ناگاه ( اژدها گرديد ) و همه وسائل سحر ساحرين ( كه بدروغ نمايش داده بودند ) فرو برد ( 45 )
ساحرين وقتى ( چنين معجزهاى ديدند ) به سجده افتادند ( 46 )
و گفتند ما بپروردگار عالميان ايمان آورديم ( 47 )
پروردگار موسى و هارون ( 48 )
فرعون ( بساحرها ) گفت پيش از آنكه من اجازه بدهم شما ايمان آورديد اين استاد بزرگ شما است كه بشما تعليم سحر نموده و به زودى خواهيد دانست كه براى خلافى كه كردهايد دست و پاى شما را قطع ميكنم و شما را بدار ميكشم ( 49 )
ساحرها گفتند ( از تهديد ) تو ضررى بما نخواهد رسيد بحقيقت كه ما بسوى پروردگار خود بازگشت كنندگانيم ( 50 )
و ما از خداى خود تمنّا داريم كه خطاهاى ما را ببخشد به جهت اينكه ما اول گروندگانيم ( 51 ) .
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص٢٣٤