باز ميداريم شرّ آنچه را كه به تو اذيت كند اينست معنى
( وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ )
.
و از بعض علماى گذشته نقل شده كه گفته ( باء ) ( به ) زائده است و آيه اين طور است ( كفاك اللَّه ) و ( خبيرا ) تميز يا حال است يعنى چيزى از امور بندگان بر ما مخفى نيست ايمان آرند يا كافر گردند و مادر پاداش دادن آنان كافى ميباشيم ، و شايد غرض چنين باشد كه امور بندهگان راجع بما است اگر خواستيم آنها را عذاب ميكنيم يا آنان را از اعمال بدشان عفو مينمائيم .
الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
بقول بعضى ( الذى ) صفت ( الحىّ ) در آيه جلو است و در محل جرّ است و بقول ديگر ممكن است خبر مبتداء محذوف باشد يعنى آن خدايى كه آسمان و زمين و آنچه بين آنها است در شش روز يعنى در مدّتى آفريده كه در مدّت معادل با شش روز ميگردد .
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمنُ فَسْئَلْ بِهِ خَبِيراً
پس از آفرينش آسمانها و زمين آن را مستوى بر عرش گردانيده ، و بيان ( استوى ) و ( عرش الرحمن ) در سوره سجده آيه سوم
( اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
الخ ) در جلد هشتم اين تفسير مشروحا بيان شده تكرار نشود .
سخنان مفسرين در توجيه
( فَسْئَلْ بِهِ خَبِيراً )
1 - سؤال كن از مردى كه به خدا عارف و عالم باشد كه چون از خدا سؤال كنى او را بشناسد آن طورى كه حقّ شناختن او است و تو را بحقّ جواب دهد .
2 -
( فَسْئَلْ بِهِ خَبِيراً )
مقصود بخبير خدا است يعنى او را از او بپرس و به اين معنى ( به ) در آيه بمعنى ( عنه ) مىباشد يعنى كسى كه خبير باشد .
( ابن جرير ) 3 - يعنى از خلقت آسمانها و زمين در شش روز و استواء رحمن على العرش