در آيات پيش بيان شده .
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً
قواعد جمع قاعده است و مقصود زنان باز نشستهاند كه از موقع حيض و حمل آنها گذشته و كسى آنها را بزنيّت نميگيرد .
اين آيه مربوط به آيه 29 و 30 همين سوره است كه در آنجا حكم غضّ بصر و حجاب تأسيس شده و در اينجا زنهاى مسنّ پير كه از موقع ازدواج آنان گذشته و در موقعى ميباشند كه ديگر نه زنها مايل بمردها ميباشند و نه مردها چنين زنهايى را به نظر شهوت مينگرند و رغبت به آنها ندارند اين است كه آنها را فى الجمله از حكم حجاب خارج گردانيده .
و معلوم است كه حكمت حجاب براى جلوگيرى از مفسده زنا است زيرا چنانچه بتجربه و علم روانشناسى معلوم شده قوّه مغناطيسيّه در چشم بسيار قوى است وقتى چشم مرد و زن مقابل هم واقع گرديد هر يك ديگرى را جذب مينمايد و بهم مايل ميگردند ديگر چه قوت نفسى ميخواهد كه خوددارى كند و مرتكب فحشاء و منكر نگردد اينست كه شارع مقدّس در قرآن مجيد اول امر فرموده بايستى هر يك از زن و مرد چشم خود را از نظر بنامحرم بپوشانند .
فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ
در قرائت سياهى قرآن لفظ ( من ) نيست لكن در غير سياهى لفظ ( من ) هست و با بودن لفظ ( من ) از امامين همامين حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السلام روايتى هست ، و اگر هم ( من ) نباشد معنى همين است كه بعض لباسشان نه تمام .
( من ) تبعيضى است كه براى چنين زنهايى كه يائسه گرديده و از حدّ شوهر كردن آنان گذشته و هيچ مردى به نظر شهوتآميز آنان را نمينگرد براى آنها باكى و گناهى نيست كه بعضى از لباس خود را فرو نهند .
و در اينكه مقصود از بعضى از لباس خود براى تخفيف مأذون گرديدهاند