ميگرداند و من موظّفم كه شما را تهديد نمايم و بترسانم و بشما تذكّر دهم كه براى اين اعمال و افعال بدتان پاداش بدى است و مجازات ناگوارى خواهيد ديد
أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى عَلَيْهِمْ
همزه
« أَ وَ لَمْ »
استفهام انكارى است و در مقام اعتراض بكفّار برآمده كه اى رسول اكرم اين قرآن اين كتابى كه براى تو از سماء علم و قدرت فرود آورديم كه براى آنان تلاوت نمايى با اين همه اعجاز و رموز و اسرارى كه در آن منطوى گرديده بطورى كه عقلاى عالم در مقابل عظمت آن زانو ميزنند آيا در اعجاز آن كافى نيست و همين بس نيست كه با اينكه فصحاء و دانشمندان عرب كه اهل لسان و ادبيت ميباشند با كمال كوشش كه در معارضه نمودن با آن داشتند و باعتراف خود قرآن اگر سورهاى مثل آن مىآوردند اعتبار قرآن از بين ميرفت از آوردن سورهاى بلكه آيهاى از آن عاجز مانده و اظهار عجز مينمايند با اين حال ديگر در نظر متدبّر شكّى باقى نخواهد ماند كه با بودن قرآن ديگر براى اثبات نبوّت محتاج بدليل ديگرى نميباشيم
إِنَّ فِي ذلِكَ لَرَحْمَةً وَ ذِكْرى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
پس از آن كلام را مؤكّد گردانيده و اشاره به قرآن مينمايد كه آيات قرآنى چراغ هدايت است براى جماعت مؤمنين كه از آن استضائه و استفاده كامل مينمايند و طريق هدايت و سعادتشان را پيدا نموده و در اثر پيروى آن به مقصد خواهند رسيد
قُلْ كَفى بِاللَّهِ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ شَهِيداً يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
خطاب برسولش نموده كه اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به اين كافرين كه در آيات قرآن مناقشه ميكنند و چنين گمان ميكنند كه قرآن ساخته شده دست بشرى است بگو خدا را گواه ميگيرم كه اين قرآن از مقام صدق و حقيقت فرود آمده و گواهى خدا بين من و شما كافى خواهد بود زيرا كه او آنچه در آسمانها و زمين است ميداند و بر او چيزى مخفى نخواهد بود
وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْباطِلِ وَ كَفَرُوا بِاللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ
آنان كه به حق ايمان آوردند فائز گرديده و رستگار شدند و آنان كه بباطل پيوستند