وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ
الخ از اين آيه دو مطلب بزرگ مىتوان استخراج نمود : يكى از ظاهر آيه كه كمال قدرت خود را ارائه ميدهد كه بقدرت كامله خود دو دريا با اينكه هر دو از زمين پديد گرديدهاند و هر دو جريان دارند يكى شيرين و خوش طعم كه در فرو بردن و آشاميدن آن لذّت است . و ديگرى شور و تلخ كه و هر دو از سر چشمه فيض ازلى جريان پيدا نموده و درياى شور درياى شيرين را از فساد حفظ مينمايد كه متعفّن نگردد .
و ديگر ببشر تذكّر دهد كه در زمين بايستى خوب و بد ، شرّ و خير مانند دو نقطه پرگار بدور هم بچرخند و هر دو مقابل و پهلوى هم جريان داشته باشند تا امور عالم منظّم گردد و مثل دو دريا مطابق هم با يكديگر حيات موجودات را تأمين نمايند اگر فقط درياى شيرين خير جريان داشت و مقابل آن درياى شرّ نبود هرگز انسان از گوشت لذّت بخش ماهى تازه دنيا و زر و زيور متاع دنيوى و لذائذ جسمانى بهرهور نميگرديد ، انسان بايد از طيّبات بخورد و از آبهاى خوش گوار بياشامد و شكرگزار ولى نعمت خود باشد .
و نيز ببشر تذكّر ميدهد كه اگر چه براى نظام عالم بايد شرّ و خير و بد و خوب هر دو با هم باشند هم مؤمن و آدم خيّر باشد و هم آدم شرور فاسق كافر لكن اين دو نفر در ظاهر بشريّت مساويند لكن در معنى و حقيقت با هم مساوى نخواهند بود چنانچه بعضى گفتهاند دو درياى شيرين و تلخ ضرب المثل مؤمن و كافر است كه مساوات بين آنها نخواهد بود يكى از حلاوت و شيرينى ايمان عين عذب عرفانست و ديگر از مرارت و تلخى كفر عين درياى شور و تلخ عصيان است .
وَ تَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَواخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ
اشاره به اينكه از كمال قدرت و نفوذ فيض و رحمت رحمانى الهى مىبينى كه چگونه كشتى اين دو دريا را شكافته و بر روى آن حركت مىكند تا آنكه از نعمت و فضل او كامياب گرديد .