فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ
چون كفران نعمت نمودند دههاى آنها خراب گرديد و آنان به تمام معنى متفرّق شدند و هر طائفهاى از آنان بشهرى و ديارى پراكنده گرديدند بطورى كه حال آنها عبرت و حكايت و سرگذشت شد براى بعديها .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ
در پراكندگى و تفرقه بين آنها هر آينه آيات و نشانههايى خواهد بود براى هر صبر كننده و هر شكر كنندهاى ( صبّار و شكور ) هر دو صيغه مبالغه ميباشند و شامل ميگردد هر مؤمنى را كه در بليّات و مصيبات بسيار صابر و در نعمتها بسيار شاكر باشد
وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ
گمان ابليس كه در ابتداء خلقت آدم ( ع ) گفت
( فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ )
و آنجا كه گفت
( وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ )
بر آنان صادق آمد زيرا ظاهرا مرجع ضمير ( عليهم ) اهل سبأ ميباشند كه شيطان آنها را اغواء نمود و بموجب كفران نعمت بلاد آباد آنان بويرانى انجاميد و جمعيّت آنها بتفرقه و سرگردانى كشيد و بقول بعضى مرجع ضمير تمام مردمند مگر كسى كه مطيع امر خدا گرديد
( فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ )
( من ) بمعنى تبيين است يعنى تمام مؤمنين آنهايى كه دشمنى شيطان را با بنى آدم فهميدند تابع وى نگرديدند .
وَ ما كانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ
شيطان سلطنت و استيلاء بر بنى آدم ندارد كه آنان را مجبور بفسق و فساد گرداند فقط كار او وسوسه است چنانچه حق تعالى حكاية از قول شيطان فرموده
( وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي )
« 1 » .
هامش
( 1 ) در قيامت شيطان خواهد خود را تبرئه نمايد در پاسخ كفار و فساق كه خواهند گناه را به گردن شيطان گذارند گويد ( من بر شما استيلاء و سلطنتى نداشتم مگر آنكه شما را به راه كج دعوت نمودم و شما اجابت نموديد ) .