توضيح آيات
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ
( ممكن است اينجا سؤالاتى پيش آيد ) 1 - چرا حضرتش را باسم نخوانده همان طورى كه پيمبران ديگر را باسم مخاطب قرار داده : يا آدم ، يا موسى ، يا عيسى ، يا داود ، يا نوح ، يا زكريا و غير آنها بلكه در قرآن بالقاب متعدّده او را مخاطب قرار داده مثل اينجا
( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ )
و در جاى ديگر
( يا أَيُّهَا الرَّسُولُ )
بلكه به
( يس )
و
( طه )
و غير اينها او را ستوده و معرّفى نموده .
( پاسخ )
مسلم و معلوم است كه زيادتى اسماء و القاب دليل بر علوّ شرف و عظمت مسمّى خواهد بود و اينكه حضرتش را بنام نخوانده بلكه باوصاف و القاب بسيار خوانده براى آنكه مقام و منزلت و علوّ مرتبه او را بر باقى پيمبران ظاهر بفرمايد و لكن قوله تعالى در آنجا كه فرموده ( محمّد رسول اللَّه ) براى اين است كه مردم او را بمرتبه رسالت بشناسند .
2 - امر برسول اللَّه ( باتّق اللَّه ) بچه معنى است مگر پيمبر اولوا العزم صاحب تقوى نبود كه مأمور بتقوى گردد و در صورتى كه مسلّما داراى تقوى بود امر به او تحصيل حاصل خواهد بود و نيز نهى به او كه مطيع كافرين و منافقين مشو مگر نبىّ اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ممكن بود مطيع آنان گردد تا مورد نهى گردد كه مطيع آنها مشو ؟
( پاسخ )
آرى رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم داراى كمال تقوى بلكه ما فوق آن بود و نيز در رتبه و مرتبه يقين بدرجهاى بوده كه براى آن ما فوقى متصوّر نميشد لكن در اينجا اگر چه مفسّرين توجيهاتى نمودهاند مثل اينكه گويند امر بثبات تقوى است و تأكيد در مداومت بر آن است زيرا كه كفّار مثل ابو سفيان و عكرمه و تابعين آنان با كمال جديّت