اول مقصود رباء حرام است و آيه مثل آيه
( يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ )
است كه مال ميدهد براى اينكه زيادتر بگيريد كه چنين انفاقى علاوه بر اينكه نزد خدا زياد نميشود مورد عقوبت ميگردد . ( حسن و جبائى ) دوم مقصود مالى است كه بطور هديه و تعارف و بخشش به كسى ميدهيد يا براى اينكه جلب قلوب كنيد يا بعناوين ديگر مثل رسومات و غير آن كه خلوص در آن نيست چنين انفاقى نزد خدا زياد نميشود و فائده آن همان عوضى است كه از مردم ميگيريد . ( ابن عباس و طاوس ) و از ابى جعفر عليه السلام و سعيد و مجاهد به اين مضمون نيز روايت شده كه مال و عطيّه بدهد باميد آنكه زيادتر بگيرد و اين رباى حلال است و چنين كسى را نزد خدا نه مزدى است و نه وزر و رسول خدا از اين طور عطيّه نهى فرمود زيرا كه ثوابى بر آن مترتب نخواهد شد و آيه
( لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ )
در همين معنى است منهج الصادقين
وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ
اشاره به اينكه عمل وقتى نزد حق تعالى ارزش واقعى پيدا مىكند كه وجه اللَّه و رضاى او محرك بر عمل گردد نه منافع دنيوى يا اخروى اگر كسى براى نفع دنيوى عمل مباحى را انجام داد پاداش او همان فوائد دنيوى است كه عايد وى ميگردد و در آخرت براى او نصيبى نخواهد بود و اگر براى آخرت كارى انجام دهد يعنى غرض او نعمتهاى بهشتى باشد نظر بوعده الهى كه تخلف پذير نيست از آخرت با زيادتر بوى عوض خواهد داد و كسى كه وجهه قلبش بسوى خداى تعالى باشد و عملش يا از روى اطاعت امر مولى يا رضاى او يا محبت بمقام الوهيت محرك بر عمل او شده باشد
( فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ )
از اطلاق ( مضعفون ) چنين استفاده مىشود كه چنين مردمانى كسانى ميباشند كه باضعاف مضاعف بقربشان و درجه و مقامشان نزد حق تعالى اضافه ميگردد زيرا كه پاداش بايستى در خور عمل باشد
( جَزاءً وِفاقاً )
كسى كه مقصودش از عمل
( وَجْهَ اللَّهِ )
باشد كه به هيچ وجه حظّ نفسانى در آن ملحوظ نباشد پاداش آن همان مىشود كه مقصودش بوده از قرب جوار الهى و مطالعه وجه اللَّه .