وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذا هُمْ يَقْنَطُونَ
از اين دو آيه كه نزديك بهم واقع گرديده ميتوان استفاده نمود كه ناسى كه در آيه بالا گفته شده راجع بكفار و مشركين باشد كه در حال خوشى و رفاهيت تمام روى آنان بعالم طبيعت است و دنبال حظوظات نفسانى ميباشند و فقط در حال اضطرار بفطرت توحيدشان رو به خدا ميآورند اين است كه پس از رفع بلاء به همان شركى كه داشتند بازگشت مينمايند و ناس در آيه دوم كه همين آيه دوم كه همين آيه باشد شايد راجع بمؤمنين باشد كه بدرستى ايمان در قلبشان نفوذ ننموده و موقع نعمت و خوشى مرتكب سيئات ميگردند و وقتى بمكافات آن در مورد امتحان واقع گرديدند و دچار بليّات و مصيبات طاقت فرسا ميشوند حالت يأس و نااميدى براى آنها روى ميدهد لكن مؤمنى كه ايمان در قلب او نفوذ نموده مثل كوه پا برجا بادهاى مخالف وى را تكان نخواهد داد و هر قدر دچار بلاء و مصيبات گردد ذرّهاى بايمانشان خلل نمىرساند بلكه در اثر صبر و رضاء و توكل بر قوت ايمانش افزوده ميگردد .
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
ظاهرا بهمزه استفهام اعتراض به آن اشخاص مؤمنينى است كه ايمانشان بدرجه يقين نرسيده كه چرا اينان نمىبينند يعنى بايد به چشم دل به بينند كه خداوند روزى هر كس را بخواهد وسيع ميگرداند و روزى هر كس را بخواهد تنگ مىكند و اين تنگى و گشادهگى روزى آيت و نشانهاى است براى آنهايى كه ايمان آوردهاند .
شايد آيه اشاره به اين باشد كه نشانه و علامت مؤمنينى كه ايمان در قلبشان نفوذ نموده اين است كه اينان ميدانند و يقين دارند كه تمام امور بدست قدرت ايزدى جارى ميگردد و هر چيزى در موقع خود از روى علم و حكمت ازلى اجراء گرديده و بخل در مبدء فياض نميباشد فقر بعضى و غناى بعضى از روى علم بصلاح واقع گرديده و جزافى نيست و از روى طبيعت بى شعور انجام نگرفته .