اول ناتوان گرديديم بلكه آنان از آفرينش جديد در اشتباهند و ( چنين گمان ميكنند ) كه بر خلقت تازه قدرت نداريم ( 15 )
و بحقيقت ما انسان را آفريديم و ميدانيم آنچه را كه نفسش به او وسوسه مىكند در صورتى كه ما از رگ جان او بوى نزديكتريم ( 16 )
( اى محمد ) ياد كن وقتى كه دو فرشته در طرف راست و چپ ( انسان نشستهاند ) ( 17 )
و او تلفظ نميكند بسخنى مگر آنكه نگهبانى نزد او آماده خواهد بود ( 18 )
توضيح آيات
قوله تعالى
( ق )
سخنان مفسرين در توجيه كلمه ( ق )
1 - نامى است از نامهاى خدا كه به او قسم ياد نمود . ( عبد اللَّه بن عباس ) 2 - اشاره بافتتاح نامهايى است كه اولش قاف باشد مثل قدوس ، قادر ، قاهر قريب ، قاضى ، قابض و غير آن ( قرطى ) 3 - نام كوهى است محيط به تمام زمين از زمرّد سبز و سبزى آسمان از رنگ او است و اطراف آسمان بر آن نهاده شده و آنچه از زمرّد بدست مردم افتد از سنك پارههاى آن است « 1 » 4 - ذو القرنين وقتى بكوه طور رسيد در اطراف آن كوههاى خورد ديد از موكلان آن سؤال نمود اين چه كوهى است كوه گفت من كوه قافم پرسيد اين كوههاى خورد در اطراف تو چيست گفت اينها رگهاى زمينند و هيچ شهرى نيست مگر آنكه رگى از رگهاى آن متصل بوى است وقتى خدا خواهد زمينى را بلرزاند به من امر مينمايد كه رگ آن را حركت دهم ذو القرنين گفت اى كوه چيزى از
هامش
( 1 ) - اين روايت را ابو الجوزا از عبد اللَّه عباس نقل مىكند