( وَ لا تَجَسَّسُوا )
و از حال بد مردمان تجسس نكنيد و آنچه را مخفى دارند در مقام تفحص از آن برنيائيد و همان گمان بد است كه غالبا سبب تجسس ميگردد چنانچه در باره اسامه چنين كردند .
ظن و گمان چهار قسم است
1 - ظن مأمور به و آن حسن ظنّ به خدا و رسول و مؤمنين است قوله تعالى
لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً
« 1 » و در حديث است :
ان حسن الظنّ من الايمان
2 - حرام و آن گمان بد است به خدا و مؤمنين كه باعث گناه و مثمر عقوبت است 3 - ظنّ مستحبّ كه در احكام و فروع فقهيه به كار مىبرند .
4 - مباح و آن ظنّ در امور دنيا و مهمّات آن و در اين صورت بدگمانى موجب سلامتى است و سبب نظم امور دنيوى اين است كه اين قسم را از قبيل حرام نشمردهاند بلكه آن را از حزم و احتياط بشمار آوردهاند و در حديث است كه
( الحزم سوء الظنّ )
و شاعر گفته :
بد نفس مباش و بد گمان باش * و ز فتنه و مكر در امان باشد
و از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم روايت شده كه :
( ان اللَّه حرّم من المسلم دمه و عرضه و ان يظنّ به ظنّ السوء )
از عبد الرحمن نقل ميكنند كه گفته من با عمر شبى نزديك خانهاى رسيديم چراغى ميسوخت و صداى آوازى ميآمد عمر گفت خانه كى است گفتم خانه اميّة بن ربيعه از بالاى ديوار خانه وى درآمديم و تفحص كرديم ديديم اميّة با رفقاى خود مشغول شراب خوردنند عمر آنها را تهديد نمود گفتند اى عمر ما يك گناه و فعل منكر كرديم و تو چهار عمل حرام كردى .
هامش
( 1 ) - سوره نور آيه 12 چرا مردهاى مؤمن و زنهاى مؤمنه چنين نبودند كه وقتى چيزى شنيدند در نفس خودشان گمان خوب ببرند اشاره به اينكه مؤمن بايستى خوش بين باشد و از بدگمانى بپرهيزد .