در مسجد الحرام داخل خواهند شد و مظفر و منصور خواهيد گرديد و بنا بر اين ( لتدخلن ) جواب قسم است .
گويند در آيه ( انشاء اللَّه ) را براى اين آورده كه هر كرا كه خدا خواسته داخل ميگردد زيرا ممكن است بعضى از اصحاب فوت گرديده يا مانع ديگرى جلوگير آنان گردد پس هر كس را كه خدا بخواهد مظفراند و بطور امن و امان در حالى كه بدستور رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم سرهاى خود را تراشيده و پس از اداء مناسك حج بدون خوف تقصير كنندگان خواهند بود .
و شايد مقصود از ( انشاء اللَّه ) در آيه ارشاد مؤمنين باشد كه هر كارى كه اراده نموديد بعدا بكنيد اين جمله ( انشاء اللَّه ) را بگوئيد و ارشاد به همين دارد قوله تعالى در سوره كهف آيه 23 :
وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
( فَعَلِمَ ما لَمْ تَعْلَمُوا )
پس خدا ميدانست چيزى را كه شما مؤمنين نميدانيد و جلوتر از فتح مكه فتحى نزديكتر مقرّر گردانيده كه آن فتح خيبر يا صلح حديبيه خواهد بود .
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ
( هو ) اشاره بحقيقت و هويّت بسيطه الهيه است يعنى خدا آن كسى است كه رسول خود را با اسباب هدايت از معجزات بسيار و آيات قرآنى كه معجزه باقيه او است و با دين و قوانينى كه ظاهر و هويدا است كه از طرف حق تعالى آورده فرستاده و او را غالب و قاهر و مستولى بر كفار گردانيده براى اينكه دين حق يعنى اسلام را بر تمام اديان ظاهر گرداند و بر خلائق معلوم گردد كه دين حق همان دين اسلام است و براى احدى شبههاى باقى نماند .
وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً
ذات حق تعالى كافى است كه گواه و شاهد پيمبرش باشد كه هر چه گويد و بكند حق است :
ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
سوره نجم آيه 23 .