و پس از آن بقناعت و سختى مىگذرانيد . ( منهج )
وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ
خطاب برسول خود نمودهاى محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم ياد كن برادر عاد يعنى ( هود نبى عليه السّلام ) را گويند هود عليه السّلام برادر نسبى عاد يا از قبيله عاد بود كه بوى امر شد اى هود بترسان و تهديد كن قبيله خود را ( بالاحقاف ) ( احقاف ) جمع ( حقف ) بمعنى رمل مستطيل مايل باعوجاج است و آن ريگستانى بوده نزديك حضرموت در ولايت يمن مشرف بر درياى عمّان و آن موضع را شجر گويند و گويند احقاف يك محلى است ميان عمّان و مهره و اهل آن وادى اهل خيام بودند از قبيلههاى ارم كه در باديه مىنشستند و هود عليه السّلام براى ارشاد آنها مبعوث گرديد .
وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ
در اين جمله مفسرين چند احتمال دادهاند شايد جمله حاليه باشد يعنى هود عليه السّلام برسالت براى اهل باديه مبعوث گرديد در حالى كه پيمبرانى پيش از هود عليه السّلام
( وَ مِنْ خَلْفِهِ )
و بعد از او براى ارشاد مردم بتوحيد و پرستش خداى يكتا آمده بودند .
و ممكن است جمله معترضه باشد نه حاليه
( أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ )
خلاصه خداى سبحان هود عليه السّلام را برسالت بگروه عاديان فرستاد و هود آنان را بپرستش خداى يكتا دعوت نمود كه عبادت و پرستش ننمائيد مگر او را زيرا كه فقط مستحقّ پرستش او است و بس و گوش زد آنها نمود كه اگر بر خدا شريك قرار دهيد من بر شما مىترسم از عذاب روز بزرگ .
اهل عاد گفتند اى هود
( أَ جِئْتَنا لِتَأْفِكَنا عَنْ آلِهَتِنا )
آيا آمدهاى كه ما را از خدايان ما بگردانى
( فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ )
هميشه وعده عذاب بما مىدهى اگر راست مىگويى اين عذاب را براى ما بياور .
قالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أُبَلِّغُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِهِ وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ