سورههاى قرآن است كه از متشابهات بشمار ميرود بهتر اين است كه علم آن را محوّل گردانيم به خدا و ( راسخين فى العلم ) و در آن تصرف ننمائيم چنانى كه مكرر ذكر شد ( تنزيل ) مصدر و بمعنى مفعول است يعنى قسم بحم كه اين قرآن از جانب خدايى فرود آمده كه غالب و مقتدر و حكيم و درست كار است كه باراده ازلى خود هر چيزى را از روى حكمت بجاى خود قرار داده و در نظام آفرينش هيچ خلل و قصورى پديدار نيست .
إِنَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ
در محل خود مبرهن گرديده كه در اثبات علوم نظرى يعنى هر امرى كه از مرتبه حس و محسوس خارج است و نميتوان از راه حواس پنجگانه نفسانى آن را اثبات نمود بايستى يا از راه برهان لمّى كه از مؤثر پى به اثر بردن است و يا از طريق برهان ( انّى ) كه از اثر پى بمؤثر بردن مىباشد آن را اثبات نمود .
و چون وجود حق تعالى ( ما فوق الطّبيعة مىباشد ) بلكه ما فوق ادراك هر مدركى است و بحواس ظاهره درك نتوان نمود و علت ندارد و خود علت العلل است برهان ( لمّ ) ندارد پس به اين لحاظ برهان براى اثبات وجودش منحصر ميگردد ببرهان ( انّى ) كه بايستى از آثار پى بمؤثر ببريم و از طريق آثار بوجود و صفات جلال و جمال او ايمان بياوريم و يقين قطعى پيدا نمائيم .
اين است كه همان طورى كه مشاهده مينمائيم در بسيارى از آيات قرآن مجيد براى اثبات مبدء و تحصيل ايمان وجود آسمانها و زمين را دليل قرار ميدهد و در اين مبارك آيه اشاره به اين است كسى كه اين جهان پهناور و اين دستگاه گيتى را از طبقات آسمانها و زمين و گردش موجودات را بگرد هم بنگرد اگر فكر وى مشوب بگفتار طبيعيّين و ماديّين نباشد به نظر اول تصديق مىنمايد و ايمان ميآورد بآفريدگار و خداى دانا و توانايى كه سر چشمه پيدايش جهان از آب رحمت او پديد گرديده و ناظم و مربى تمام عالميان است .
بنزد عقل هر دانندهاى هست * كه با چرخنده چرخانندهاى هست