2 . گاه به اساتيدى كه راوى بسيار از آنها روايت مىكند و شاگردانى كه بسيار از او روايت مىكنند در اين كتاب به نقل از مصادر اوليه اشاره شده است . « 1 »
3 . دقت در اختلاف نسخ منابع رجالى « 2 » و ضبط كلمات « 3 » صورت گرفته است .
4 . مقابله نسخ كتب رجالى موجود با نسخى كه علامه حلى و ابن داود از آنها روايت كردهاند . « 4 »
5 . به تحقيق و بررسى در باب تمييز مشتركات « 5 » و توحيد مختلفات « 6 » پرداخته شده است .
6 . اشتمال بر اصول رجالىاى كه اكنون در دست نيست . « 7 »
7 . نظر رجاليون تكرار نشده و به نقل سخن يكى از آنها در اين كتاب اكتفا شده است .
هامش
( 1 ) . در توثيقات عام مىآيد كه برخى وضعيت رجالى و جهتگيرى فكرى اساتيد و شاگردان كثير الروايه يك راوى را نشاندهندهء خط فكرى و وضعيت رجالى او مىدانند بهگونهاى كه اگر بزرگان فراوان از راوى مزبور روايت كنند يا او از بزرگان فراوان روايت كند او را از اين رهگذر توثيق مىكنند و اين مسئله را نشانى بر توثيق او مىگيرند و برعكس چنانچه از راوى ضعفا بسيار روايت كنند و يا او از ضعفا بسيار روايت كند اين مسئله را نشانى بر عدم وثاقت خود او مىگيرند . درستى يا نادرستى اين مبنا در توثيقات عام بحث مىشود .
( 2 ) . براى نمونه نگاه كنيد به : ابراهيم العجمى ، ش 100 و ابراهيم بن محمد الهمدانى ، ش 134 و بسطام بن بريد الجعفى ، ش 692 و بشّار بن يسار الضبعى ، ش 710 .
( 3 ) . براى نمونه نگاه كنيد به : شرححال جعفر بن بشير ، ش 952 و الحارث بن غصين ، ش 1129 و الحارث بن هاشم بن المغيره ، ش 1142 .
( 4 ) . براى نمونه نگاه كنيد به : جعفر بن عمرو ، ش 989 و جهيم ، ش 1089 و الحارث بن قيس ، ش 1131 .
( 5 ) . براى نمونه نگاه كنيد به : جعفر بن سليمان ، ش 966 و جعفر بن عبيد اللّه ، ش 977 و جعفر بن معروف ، ش 1024 .
( 6 ) . براى نمونه نگاه كنيد به : جعفر بن سماعه ، ش 968 و جعفر بن الحكم العبدى ، ش 1039 و جعفر بن الهذيل ، ش 1032 .
( 7 ) . مثل رجال ابن غضائرى .