سديد الدين يوسف بن على بن مطهر حلى از علما و مشايخ اجازه بوده است . شهيد ثانى در يكى از اجازات خود از او به « امام سيد حجت تعبير » كرده است . « 1 » دايى وى ، نجم الدين جعفر بن حسن بن يحيى حلى مشهور به محقق حلى است . او از فقيهان بزرگ شيعه ، در عصر خويش و پس از آن است و كتاب شرايع الإسلام وى اهميت ويژهاى در فقه اماميه دارد . فرزند وى ، فخر الدين محمد حلى مشهور به فخر المحققين ( 682 - 771 ه ) از فقيهان بزرگ و محقق شيعه محسوب مىشود . « 2 »
4 . فرازى از زندگى مؤلف . در سال 702 ه سلطان غازان خان مغول ، عالمى امامىمذهب را از عراق خواست تا در موضوع مشكلى از وى سؤال كند . از ميان عالمان آن ديار ، علامه حلى را برگزيدند . علامه در حضور سلطان با علماى اهل سنت مناظره كرد و اين امر باعث تشيع سلطان و بسيارى از اميران و وزيران و فرماندهان شد و سلطان نام خود را « محمد خدابنده » نهاد . وى در تمامى منطقه حكومت خويش ، دستور به تغيير خطبه و حذف اسامى خلفا از آن داد و نام امير المؤمنين ( عليه السلام ) و ديگر ائمه ( عليهم السلام ) را جايگزين آن كرد . همچنين « حى على خير العمل » در اذان گفته شد و نقش سكهها از اسامى خلفا پاك و نام ائمه ( عليهم السلام ) بر آنها نقش شد .
علامه حلى ملازم و همراه سلطان محمد خدابنده بود و به درخواست وى كتابها و رسالههايى چون منهاج الكرامة و نهج الحق و رساله سعديه و . . . را نگاشت .
در سال 716 ه پس از فوت سلطان محمد خدابنده ، علامه حلى به حلّه بازگشت ، و به تدريس ، تأليف و تربيت شاگردان مشغول شد ، و تا آخر عمر ( 726 ه ) در همانجا اقامت داشت .
5 . حال رجالى مؤلف . علامه حلى را بسيارى از اهل سنت و تمامى بزرگان شيعه ستودهاند . او اساتيد بسيارى از شيعه و اهل سنت داشته و شاگردان بسيارى را نيز
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 107 ، ص 188 .
( 2 ) . امل الآمل ، ص 260 .