تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با كتب رجالى شيعه ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
زياد نقل مىكند . بنابراين تمام مشايخ و اساتيد نجاشى ثقه و معتمد هستند . « 1 » محدوده اين توثيق عام : از شيوه‌شناسى نجاشى ، اعتقاد وى به وثاقت اساتيدش استفاده مىشود ، لكن محدوده اين توثيق جاى بحث دارد . مرحوم بحر العلوم تمامى مشايخ و اساتيد نجاشى را مشمول قانون توثيق كلى ايشان دانسته است . اما به نظر مىرسد كه اين قانون دربارهء همهء ايشان صادق نيست و براساس اختلاف تعبيرهاى نجاشى در نقل از اساتيدش مىتوان اين اساتيد را از ديدگاه وى دسته‌بندى كرد ، زيرا نجاشى از برخى اساتيدش با تعبير « أخبرنى » نقل كرده كه ظهور در نقل مستقيم ندارد و از برخى ديگر با تعبير « حدثنى » نقل كرده كه ظهور در نقل‌قول مستقيم دارد . و از آنجا كه نجاشى در نقل قول مستقيم مقيد به نقل از ثقات بوده و در نقل باواسطه چنين شيوه‌اى نداشته ، لذا اين قانون اختصاص به اساتيد دسته اول دارد . همچنين اين شيوه نجاشى دربارهء اساتيد روايتى وى قابل اثبات است ، اما در ديگر اساتيد او كه در علم انساب يا فقه يا ديگر علوم نزد آنان شاگردى كرده است قابل اثبات نيست . « 2 » ب ) عدم تضعيف نجاشى ، نشانه وثاقت . مرحوم ميرداماد ( م 1041 ه ) در كتاب الرواشح السماوية خويش ، مدعى شده كه مرحوم نجاشى ملتزم است كه هركس در او طعن و اشكالى باشد ، اين مسئله را در شرح‌حالش يا شرح‌حال فرد ديگرى ذكر كند . پس هرگاه وى ، ضعف شخصى را بيان نكرده باشد و تنها نام وى را بدون مدح و يا ذم نقل كند ، و در واقع در مورد او سكوت كرده اين نشانه سلامت آن شخص از هر طعن و اشكالى در ديدگاه نجاشى است . و چنين شخصى اشكالى در مذهب ، و قدحى در روايت او نيست و سند حديث به جهت چنين شخصى به عنوان حديث قوى شناخته مىشود ، نه حسن يا موثق . « 3 » براساس اين ادعا ، تعبير قوى در مورد چنين حديثى به كار مىرود و تعبير حسن يا موثق در مورد آن صادق نيست . براساس رأى مشهور كه حديث قوى نيز از اقسام ضعيف است مرحوم ميرداماد بر خلاف مشهور چنين ادعايى كرده است . « 4 » نكته قابل پذيرش در اين ادعا آن است كه مرحوم نجاشى ملتزم است امامىمذهبان مؤلف و مصنف را معرفى كند و هرجا كه اختلاف مذهب بوده تذكر دهد . لذا ذكر نام
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 99 . ( 2 ) . براى اطلاع از استناد مباحث ، ادلّه و مبانى اين نظريه رجوع كنيد به : همان ، ج 2 ، ص 46 به بعد . ( 3 ) . الرواشح السماوية ، ص 67 - 68 . ( 4 ) . سماء المقال ، ج 1 ، ص 197 .