تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با كتب رجالى شيعه ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
علامه سيد مهدى بحر العلوم ( م 1212 ه ) اين بحث را به‌صورت كامل ، با طرح و بررسى دلايل و مبانى آن ارائه كرده‌اند . ادلّه مرحوم بحر العلوم را در چند دسته مىتوان مرتب نمود : دسته اول : دربارهء برخى شيوخ و اساتيد عصر خويش تصريح كرده كه ايشان را ديده و لكن به سبب ضعف يا فساد مذهب ، از آنان به‌صورت مستقيم حديث نقل نكرده است . چنان‌كه در شرح‌حالهاى ابن عيّاش « 1 » و اسحاق بن حسن عقرائى « 2 » و ابو المفضل شيبانى « 3 » به اين نكته تصريح كرده است . دسته دوم : تعجب وى از برخى مشايخ كه از برخى افراد ضعيف نقل كرده‌اند . چنان‌كه از روايت كردن ابو على بن همام و ابو غالب رازى - با نهايت جلالت و بلندى شأن ايشان - از جعفر بن مالك ضعيف ، تعجب كرده است . « 4 » دسته سوم : برخى تعبيرات كه وى در شرح‌حالها نقل كرده و به عنوان اشكال بر وثاقت شخص است . تعبيراتى همچون « يعتمد المراسيل » و « يروى عن الضعفاء و المجاهيل » . بديهى است كه اين‌گونه برخورد با نقل از ضعفا ، خود گوياى پايبندى نجاشى به عدم نقل از ضعفا و عدم اعتماد بر مراسيل است . « 5 » دسته چهارم : وى از نقل روايات بنى فضال و طاطريها و ديگر گروههاى فاسدمذهب ، چنين عذر آورده كه اصحاب به روايات ايشان عمل مىكنند و يا اينها كسانى هستند كه با شيعيان درآميخته‌اند . دسته پنجم : توصيف برخى طرق و اسناد به ضعف يا جهالت ، كه اشعار به صحت و سلامت ديگر اسناد دارد . مرحوم بحر العلوم معتقد است كه اين شواهد نشان‌دهندهء شيوهء او در گزينش اساتيد است . روشن شد نجاشى از افراد ضعيف و مجهول نقل حديث نمىكند ، پس او خود بايد ملتزم باشد كه از اساتيد موثق و معتمد حديث كند . به‌خصوص در مواردى كه از استادى
هامش
( 1 ) . رجال النجاشى ، ص 86 ، رقم 207 . ( 2 ) . همان ، ص 74 ، رقم 178 . ( 3 ) . همان ، ص 396 ، رقم 1059 . ( 4 ) . همان ، ص 122 ، رقم 313 . ( 5 ) . رجال السيد بحر العلوم ( الفوائد الرجاليه ) ، ج 2 ، ص 98 .