نجاشى نقلقول كرده است . ابن داوود حلى - معاصر علامه حلى - نيز بهصورتى وسيع به اين كتاب استناد ، و از آن نقلقول كرده است . پس از ايشان هيچ كتاب رجالى خالى از نقلقولهاى نجاشى و استناد به كتاب رجال وى نيست . به سبب اشتهار اين كتاب ، اهل سنت نيز در بررسى برخى رجال مشترك با شيعه ، از اين كتاب استفاده كردهاند . ابن حجر عسقلانى ( 773 - 852 ه ) در لسان الميزان در بيش از 70 مورد از رجال نجاشى - با نامهاى متعددى چون رجال الشيعه ، مصنفى الشيعه ، مصنفى المعتزلة - نقلقول كرده است .
9 . مصادر رجال نجاشى . قطعا نجاشى از منابع پيش از خود در تأليف كتاب استفاده كرده ، و خودش نيز در ضمن شرححالها به اين مطلب تصريح كرده و نقل قولهايى را آورده است . مصادرى كه از تتبع و بررسى كتاب نجاشى شناسايى شده به قرار زير است :
1 . كتاب تاريخ ، تأليف ابو الحسين أحمد بن حسين بن عبيد اللّه غضائرى . « 1 »
2 . كتاب تاريخ ، ابن عقده . « 2 »
3 . نامه أحمد بن على بن عباس بن نوح سيرافى . « 3 »
4 . اجازه و وصيت ابو العباس بن نوح . « 4 »
5 . ذيل المذيل تأليف ابو جعفر محمد بن جرير طبرى ، مؤلف تاريخ طبرى . « 5 »
6 . رجال ابن عقده . « 6 »
هامش
( 1 ) . رجال النجاشى ، ص 77 ، رقم 182 .
( 2 ) . همان ، ص 331 ، رقم 893 ؛ ص 4 ، رقم 1 .
( 3 ) . همان ، ص 59 ، رقم 136 - 137 .
( 4 ) . همان ، ص 67 ، رقم 158 .
( 5 ) . همان ، ص 349 ، رقم 655 .
( 6 ) . در رجال النجاشى ، در 32 مورد از اين كتاب نقل كرده است نك : عناوين رقم 24 - 26 و . . . و در مواردى هم از شخص ابن عقده نقل كرده كه به 11 مورد مىرسد و منبع نقل و كتاب وى دقيقا روشن نبود .