تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با كتب رجالى شيعه ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
روش ، راويان ائمه ( عليهم السلام ) را خواهم آورد . ان شاء اللّه . 2 . نظر ميرداماد در رواشح السماوية دربارهء مراد شيخ طوسى از اصحاب ائمه . ميرداماد در اين‌باره مىگويد : « مراد شيخ طوسى از اصحاب ، همان اصحاب روايت است نه اصحاب لقاء و مقتضاى اين مطلب آن است كه مراد از روايت ، اعم از روايت بىواسطه يا باواسطه باشد ، و مراد از اصحاب ، فقط اصحاب رؤيت يا لقاء نيست . شاهد بر اين مطلب نام بردن از ابن ابى عمير در اصحاب امام رضا ( عليه السلام ) و عدم نام بردن در اصحاب امام كاظم ( عليه السلام ) است ، درحالىكه ابن ابى عمير امام كاظم را نيز ملاقات كرده بود و شيخ طوسى در الفهرست تصريح كرده كه : او امام كاظم ( عليه السلام ) را درك كرده و لكن از ايشان روايت نكرده است . « 1 » و مراد شيخ طوسى از اين تعبير ، كم بودن روايات ابن ابى عمير از امام كاظم است ، چه‌آنكه رواياتى مسند از ابن ابى عمير از امام كاظم ( عليه السلام ) در كتابهاى روايى وجود دارد . و نجاشى گفته است : « وى امام كاظم ( عليه السلام ) را ملاقات كرده و احاديثى را از ايشان نقل كرده است . امام در برخى از اين روايات از وى با كنيه ابو احمد نام برده است » . « 2 » همچنين وى با اينكه امام جواد ( عليه السلام ) را درك كرده ، در ضمن اصحاب امام جواد ( عليه السلام ) نام برده نشده ، و علت اين امر همان نكته‌اى است كه قبل از اين گفتيم . و بر همين اساس جوهرى را در اصحاب امام صادق ( عليه السلام ) ذكر كرده ؛ چه آنكه روايت وى از امام صادق ( عليه السلام ) با سند است و إلّا وى به اتفاق رجال‌شناسان ايشان را ملاقات نكرده و او از اصحاب لقاء و روايت از امام كاظم ( عليه السلام ) است . همچنين شيخ طوسى در اصحاب امام صادق ( عليه السلام ) از حريز بن عبد اللّه و عبد اللّه بن مسكان نام برده و در كتابهاى حديثى روايتى از طريق اين دو نفر از امام صادق ( عليه السلام ) وجود دارد . با آنكه بزرگان رجالى ثابت و صحيح دانسته‌اند كه حريز از امام صادق ( عليه السلام ) يك حديث و يا دو حديث بيشتر نشنيده ، و همچنين عبد اللّه نيز تنها حديث « كسى كه معشر را درك كند ، حج را درك كرده است » را شنيده است . در حالى كه وى از پرحديث‌ترين اصحاب امام شمرده شده ، چنان‌كه كشّى و غير او تصريح كرده‌اند و همچنين در رجال شيخ طوسى درباره غياث بن ابراهيم اسدى مىگويد : « أسند
هامش
( 1 ) . الفهرست طوسى ، ص 404 ، ش 618 . ( 2 ) . رجال النجاشى ، ص 326 ، ش 887 .