پنجاهويك منطقه نام مىبرد .
شرح
( 28 ) ابن فندق ، 17 - 19 . ولايات معمور جهان عبارتند از : زنج يا زنگبار ، سودان ، يمن ، هند ، چين و ماچين ، اسكندريه ، مصر ، بوازيج ، ( بوترح ) ، سند تركستان ، بربر ، افريقيه ، اردن ، شام و تهامه ، عراق ، اهواز ، پارس ، كرمان ، عمان ، جيلان ، ديلمان ، شروان ، طبرستان ، مازندران ، قومى ، قوهستان ، كابل ، بست ، غور و غرشه ، سجستان و نيمروز ، خوارزم ، خراسان ، سقسن ( سقسين ) و بلغر ، فرغانه ، ماوراء النهر ، ثغور روم ، ارمن ، گرج ، روم ، آذربايجان ، خزر و دار الملك جهودان ، روس و آلان ، صقلاب ، طخارستان ، بلور ، قشمير ، بلاد ثلج ، سعد ( سعود يا صعود [ سغد ] ) ، صغانيان ، قبا .
( 29 ) مستوفى قزوينى ، نزهة القلوب ، 18 . اينگونه تقسيمبندى و ايرانزمين را در قلب جهان قرار دادن پيش از آنكه از طرف هرمس يا ادريس پيامبر باشد ، تقسيمبندى هندى / اوستايى جهان را به ياد مىآورد .
( 30 ) مأخذ بالا ، 19 . الدمشقى همين تقسيمبندى را تكرار مىكند و مىنويسد كه بخشهاى شمالى و شرقى سهم يافت و فرزندان او ؛ يعنى تركان ، اسلاوها ، يأجوجيان و مأجوجيان شدند . بخشهاى غربى و جنوبى سهم حام و فرزندان او ؛ يعنى قبطىها ، بربرها و سودانيان شدند و بالاخره بخش ميانى زمين سهم سام و فرزندان او ؛ يعنى تازيان و ايرانيان و روميان شد ( الدمشقى ، 37 ) .
( 31 ) واژهء اورفى به شكل اوزفى از سوى نويسندهء حدود العالم نيز به اروپاى امروزى اطلاق شده است ( حدود العالم ، 58 ) .
( 32 ) مستوفى ، 19 .
( 33 ) همان مأخذ ، 19 - 20 . در مورد تقسيم نواحى آباد جهان به بخشهاى مختلف ، الدمشقى روايات ديگرى را ذكر مىكند كه قابل توجهترين آنها مربوط به اردشير ساسانى و اسكندر مقدونى و فريدون است . طبق نوشتههاى الدمشقى ، اردشير جهان را به چهار بخش كرد ، بخش نخست ، از آن تركان ؛ بخش دوم ، از آن تازيان ؛ بخش سوم ، از آن ايرانيان و بخش چهارم ، از آن سودانيان ( سياهان ) . در تقسيمى كه به فريدون نسبت