بود تا عهد ملك ارسلان ارغو بن آلب ارسلان مانده بود » ( ابن فندق : 22 ) .
شرح
( 148 ) ظاهرا يهوديان در آسياى مركزى در سدههاى اول تا ششم ميلادى داراى نفوذ زيادى بودهاند تا جايى كه حتى شهرى بزرگ نيز با نام آنان و به نام يهوديه خوانده مىشده است .
( 149 ) نك : فصل . . .
( 150 ) وى . اى . ماسون نوشته است يزدگرد سوم آخرين شاه ساسانى در طى هزيمت خود از تيسفون به مرو حدود يك هزار نسخه كتاب با خود به آنجا برده است .V . M . Masson , Merv , The " Soul of Kings " , In World History , : IRAN XXXIX ( 1991 ) : 182 .( 151 ) هنوز و پس از بيش از يك سده از چيرگى مسلمانان بر سرزمينهاى ايرانى ، كليهء دفاتر خراج و مالياتى به زبان فارسى ميانه نوشته مىشد و اين دو دليل خاص داشت ؛ يكى وجود نداشتن اصطلاحات « ادارى » در زبان عربى و ديگرى نبودن اشخاص با فرهنگى كه قادر به اين كار باشند . در سال 78 هجرى يكى از ايرانيان سيستانى مقيم بصره به نام ابو وليد صالح براى نخستينبار اين دفاتر مالياتى را به زبان عربى ترجمه كرد و در سطوح پايينتر و در سرتاسر امپراتورى اسلامى اين كار بسيار بعد انجام گرفت ( باث ورث 25 ) .
( 152 ) ياقوت ، معجم ، ج 5 : 114 .
( 153 ) ياقوت ، معجم ، ج 4 : 510 - 509 .
( 154 ) لسترنج : همانجا .
( 155 ) « و مدن خراسان العظيمه أربع : اثنتان عامرتان و هما هراة و نيسابور و إثنتان خربتان و هما بلخ و مرو » ( ابن بطوطه : 433 ) .
( 156 ) تاكنون چندبار به قدمت شهر اشاره كردهايم . هرچند برخى از نوشتههاى مورخان به سختى قابل پذيرش است . قزوينى مىنويسد كه در بخشى از مرو تالارى بسيار وسيع وجود داشت كه ستونهاى آن از چهار مجسمهء چوبى - دو نفر مرد و دو زن - تركيب شده بود و از نظر اهالى مرو اين تالار پادشاهانى بوده است كه در سالهاى پيشين در مرو