شرح
( 137 ) ابن حوقل : همانجا .
( 138 ) مقدسى : همانجا .
( 139 ) ياقوت ، معجم ، ج 5 : 114 .
( 140 ) مستوفى : 157 .
( 141 ) مقدسى : همانجا .
( 142 ) استخرى : همانجا .
( 143 )Khodjaniyazov , op . cit .( 144 ) المقدسى : 245 .
( 145 ) لسترنج : 425 . در متون جغرافيايى و تاريخى چهار سدهء نخست اسلامى نام « مسجد قلعه » ديده نمىشود ، بنابراين روشن نيست كه لسترنج اين نام را از كجا يافته است . مىتوان حدس زد كه از آنجا كه مسجد در داخل شهر كهنه يا ارك واقع شده بوده است ، لسترنج آن را بدين نام خوانده باشد .
( 146 ) مأخذ بالا ، همانجا .
( 147 ) ابن فندق در كتاب خود تاريخ بيهق دربارهء ساختمان كنيسه و در باب فضائل بيهق چنين نوشته است : « . . . و چند كس از صحابه مصطفى صلوات اللّه عليه به خاك بيهق رسيدهاند و آنجا مقام ساخته ، و بعضى را از آنجا به عقبى انتقال افتاده چنانكه ياد كردهايد ، قال رسول اللّه عليه السلام خير البلاد خراسان نيسابور ، چون نيشابور بهين بلاد خراسان باشد نواحى آن بهترين نواحى بود ، و عزير پيغامبر عليه السلام به خراسان رسيده است و در هرشهرى مقام ساخته است آنوقت كه از بنى اسراييل دو سبط بيش برايمان بنماندند ، و سبب اين آن بود كه آنوقت كه عزير از شام برفت ارمياى پيغامبر عليه السلام قدرى خاك بوى داد و گفت سوى مشرق رويد و در شهرى كه منزل كنيد اين خاك را با آن خاك وزن كنيد ، هركجا برابر آيد آنجا نزول كنيد . ايشان به بيهق آمدند و نيشابور و مىرفتند تا به مرو ، آنجا خاكى كه داشتند با خاك مرو برابر آمد ، آنجا عزير پيغامبر مقام ساخت و در شارستان مرو كنشتى بنا كرد ، و آن كنشت به نزديك بنى اسراييل بنايى بزرگوار