تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
واقع‌بينانه‌تر 700000 نفر قربانى داده است كه حتى براى زمان ما و وجود سلاح‌هاى كشتار دسته‌جمعى بسيار زياد است . دلائل اين‌گونه اظهار نظرها را بايد همان ادامهء سياست‌هاى دويست سالهء گذشته بيگانگان در آسياى مركزى جستجو كرد .
شرح
( 24 ) ابن بطوطه : همان‌جا . ( 25 ) جوينى ، ج 1 : 119 - 132 . ( 26 ) خراسان نام ايالتى بسيار وسيع در فلات ايران است كه در دوران اسلامى نقش مهمى در گسترش فرهنگ ايرانى و اسلامى در ميان بيابانگردان آسياى مركزى داشته است و نيز در آشنايى آنان با تمدن و فرهنگ غنى ايرانى . مرزها و حدود جغرافيايى و فرهنگى ، اجتماعى ، ادارى و سياسى خراسان هرگز روشن نشده است و هرنويسنده يا محققى بنابر دلائلى تعاريف مختلفى از اين محدودهاى خراسان داشته است . از سوى ديگر اين محدوده‌ها در طول تاريخ مرتب در تغيير و تحول بوده است ( التون دانيل ، همان اثر : 3 - 5 ) . طبق نوشته‌هاى جغرافى / تاريخ‌نويسان در برخى از دوره‌هاى مرزهاى غربى ، خراسان به درياى خزر نيز مىرسيد ( مسعودى مىنويسد كه برخى از نويسندگان درياى خزر را بانام درياى خراسان مىخوانده‌اند « مسعودى ، التنبيه ، 58 » ) و مرزهاى شرقى به هندوستان مىرسيده است ( حدود العالم ، 88 ) و مرزهاى شمالى به خوارزم و جنوبى به قندهار مىرسيده است . از يك ديد كلى مىتوان گفت كه خراسان تاريخى شامل سرزمين‌هاى وسيعى بوده كه امروزه بخش‌هايى از كشور افغانستان و تركمنستان و برخى از پاره‌هاى قرقيزستان ، ازبكستان ، تاجيكستان و البته استان امروزى خراسان ايران را دربر مىگرفته است . ( 27 ) المقدسى 245 . ( 28 ) اسحاق ابن حسين : 77 . ( 29 ) اقليم ، شكل عربى شده كليماKlimaيونانى است . در زبان جغرافىنويسان مسلمان اقليم به معناى بخشى از زمين است كه از نظر آب و هوايى از نقطه‌هاى ديگر متمايز است ؛ بنابراين اقليم به معناى كشور ، سرزمين و منطقه نيز است ( فرهنگ معين ، ج 1 :