امام فرمود : كه درست نيست آنچه تو ذكر كردى ، زيرا طالب غير خود را مىطلبد ، چنان كه كسى كه امركننده امر مىكند به غير خود ، و صحيح نيست كه خود را بخواند ، چنان كه صحيح نيست كه امر به خود بكند .
و هر گاه نطلبيده باشد نبى صلى الله عليه و آله مردى را در مباهله ، مگر اميرالمؤمنين عليه السلام را ، ثابت مىشود كه او نفس پيغمبر است كه آن را خداى تعالى در كتاب خود آورده و حكم كرده به اينكه حضرت على عليه السلام نفس رسول صلى الله عليه و آله است .
مأمون گفت : با اين جوابى كه وارد شده ، سؤال باطل شد .
آيا زراره حق پدر شما را مىشناخت ؟
ابراهيمبنمحمّد مىگويد : به امام رضا عليه السلام عرض كردم : اى فرزند رسولخدا ! مرا از حال زراره مطلع كن كه آيا حقّ پدرت امام كاظم عليه السلام را مىشناخت ؟
او فرمود : آرى .
گفتم پس چرا پسرش عُبيد را فرستاد تا با خبر شود كه امام جعفر صادق عليه السلام چه كسى را وصىّ خود قرار داده است ؟
فرمود : زراره به مقام امامت پدرم عارف بود و نصّ امام صادق عليه السلام را دربارهء او مى دانست و جز اين نيست كه پسرش را فرستاد تا از پدرم كسب خبر كند كه آيا براى او جايز است كه تقيّه را در اظهار امر امامت و نصّ بر او كنار بگذارد ؟
و چون پسرش دير كرد و از او خواستند تا دربارهء پدرم كلامى بگويد ، او دوست نداشت بىدستور امام سخنى بگويد ، قرآن را برداشت و گفت : بار خدايا امام من از فرزندان جعفر بن محمّد عليهما السلام است و كسى است كه اين قرآن امامت او را اثبات كرده باشد .