و پوشيده است ، بدون اينكه ساترى او را پوشانده باشد ، و شناخته مىشود ، بدون آنكه ديده شود ، و توصيف مىشود ، بدون اينكه صورت و هيكلى باشد ، و نعت مىشود ، بدون آنكه جسم باشد ، ( آرى ) نيست خدائى مگر آن خداى بزرگ بلند مرتبه .
آيا خداوند قابل توصيف است ؟
ابوهاشم جعفرى مىگويد : از ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام سؤال كردم از خداى عز و جل كه آيا وصف مىشود يعنى روا باشد كه او را وصف كنند و نشان دهند ؟
فرمود : آيا قرآن نمىخوانى ؟
عرض كردم : بلى ( مىخوانم ) .
فرمود : آيا فرمودهء خداى عز و جل :
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ »
را نمىخوانى ؟
عرض كردم : بلى .
فرمود : ابصار را مىشناسيد و مىدانيد كه معناى آن چيست ؟
عرض كردم : بلى مىشناسم .
فرمود : ابصار چيست ؟
عرض كردم : ابصار عبارت از چشمها است .
فرمود : وهمها و خيالها كه در دلها سرمىزند از ديدن چشمها بزرگتر و بيشتر است و آن جناب چنان است كه خيال ها او را در نيابند و او خيالها را دريابد و همه را بداند .