پس چون ملاحظه كنيم كوچكى اين حيوان را در مقام لطافت اين حيوان و راه يافتن آن به سير كردن در منازل قريب و بعيد و گريختن آن از اسباب مرگ و جمع نمودن آنچه مصلحت او است از اغذيه از آنچه در درياها و آبها است و در پوستهاى درختان است و در بيابانها است با آب علف و غير آن است و در فهميدن بعضى از بعضى ديگر زبان آن را و فهميدن اولاد آنها از آنها زبان آنها را و در نقل كردن غذا به سوى اولاد پس از آن در تركيب رنگهاى آنها از سرخى يا زردى و يا سفيدى يا سبزى و آنچه را كه چشمهاى ما نشناسد از غايت خلقت آنها نمىتواند رؤيت و به ماليدن دست معلوم نخواهد شد .
پس چون اينها را ملاحظه كرديم مىدانيم كه خلقكنندهء اين مخلوق لطيف است و لطافت به كار برده و در خلقت آنچه را كه بيان نموديم بدون فعل و عملى و بدون ادوات و آلاتى و مىدانيم كه هر كس كه چيزى مىسازد عمل او بر آن چيز واقع شده است كه بود نه آنكه آن چيز را هم خودش خلق نموده باشد اما خداوند خالق لطيف جليل خلق فرموده و صنعت به كار برده است ، نه چيزى را كه قبل از اين بوده است بلكه آن چيز را نيز خودش ايجاد فرموده است .
آيا خداوند بندگانش را مكلف به چيزى مىكند كه در توان آنها نيست ؟
از ابراهيمبنعباس مروى است كه گفت : از حضرت رضا عليه السلام شنيدم در وقتى كه مردى از او سؤال كرد كه آيا خداوند عالم تكليفى به بندگان كرده است كه آنها را طاقت نباشد بجا آورند ؟
فرمود كه : عدل خداوند زياده از اين نوع تكليف است .
آن مرد گفت : كه آيا بندگان قدرت دارند بر هر چه اراده كنند ؟
فرمود : بندگان عاجزترند از اينكه اين قسم اراده كنند .