اگر نظر آنها را بپذيرى راه مىآيند و تسليم مىشوند ولى من كارى را در مورد آنها انجام دادم كه تو نپذيرفتى و آنها نيز نپذيرفتند و خداوند زندگى مرا ادامه بخشيد و اين كار را به اميد اصلاح كردم چون اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : نزديك شويد بپرسيد شخص دانا افاضه مىنمايد و بهرهمند مىكند دست بر شكم خود ماليد و فرمود : اين شكم را پر از طعام نكردهام ، پر از علم است ، به خدا قسم آيهاى نازل نشده در خشكى و دريا و بيابان و كوه جز اينكه من مطلعم و مىدانم دربارهء چه كس نازل شده و به جهت فرمايش امام صادق عليه السلام كه فرمود : شكايت اهل مدينه را به خدا مىكنم ، من در ميان آنها همچون موى تن هستم كه سترده مىشود ، مىخواهند زبان به حق باز نكنم ، به خدا تا زنده باشم حق را مىگويم ، وقتى حقيقتى را بگويم منظورم حفظ خون شما و برقرارى اجتماع شما است تا اسرارمان به دست ديگران نيافتد . با اينكه پيامبر اكرم فرمود : سرى است كه خدا به جبرئيل سپرده و جبرئيل به محمد و محمد به على و على به هر كس كه بخواهد . سپس اضافه نمود كه حضرت باقر عليه السلام فرمود : بعد شما اين سخنان را ميان كوچه و بازار با هم صحبت مىكنيد . من خواستم پس از درگذشت امام موسىبنجعفر عليه السلام اجتماع شما به هم نخورد و پناه به نااهل نبريد و سؤالهاى خود را از غير امام نكنيد ، كه موجب هلاك و نابودى شما شود ، چقدر مردم را دعوت به پيروى از خود نمودند با اينكه شايستگى نداشتند .
بعد شما گفتيد : اگر موسىبنجعفر تعيين كرده بود بايد ثابت مىشد و به ديگرى كار واگذار نمىشد ، در جواب گفتم كه تقيه وظيفه او بود اما وقتى از او بپرسند جواب لازم مىشود و پيشآمدى شد كه گمان مىكنيد در مورد آن شما را سرزنش مىكنند ، كار حواله به غير شما شده است .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 341
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٤١