تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
عيسى و مريم عليه السلام يك چيزند و من ( نيز ) از پدرم هستم و پدرم از من است و من و پدرم يك چيزيم . در اين هنگام ابن ابىسعيد به حضرت گفت : پس از تو يك پرسش مىكنم . حضرت فرمود : خيال نمىكنم كه ( جوابش را ) از من بپذيرى و تو از پيروان من نيستى ولى با اين حال بپرس . او گفت : مردى به هنگام مرگ گفته : هر يك از مملوكهايى كه قديمىاند را در راه خدا آزاد كردم . حضرت فرمود : بلى ، همانا خداوند تبارك و تعالى در كتابش مىگويد :
« حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ »
پس هر يك از مملوك هاى او كه شش ماه نزد او بوده باشند ، قديمى و آزادند . راوى مىگويد : در اين هنگام آن مرد از نزد حضرت بيرون شد و به فقر دچار شد تا آن كه مُرد ، در حالى كه نزدش به اندازه يك شب خرجى نداشت . خدا او را لعنت كند !

چرا امامت خود را اعلام كردى ؟

صفوان بن يحيى مىگويد : هنگامى كه امام موسى كاظم عليه السلام از دار دنيا رفت وقتى امام رضا عليه السلام از امامت خود پرده برداشت ، از اين اقدام بر او ترسيديم و به او گفتيم كه : تو آشكارا اقدام بزرگى مىكنى و ما از اين سركش بر تو مىترسيم . در اين هنگام حضرت عليه السلام فرمود : او تلاشش را مىكند ، ولى تسلطى بر من ندارد .

سؤال واقفىها درباره امامت

از ابىمسروق مروى است كه گفت : جماعتى از واقفيه به حضرت رضا عليه السلام وارد شدند و در آن جماعت على بن‌حمزه بطائنى ، محمد بن‌اسحق بن‌عمار ،
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 329 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى