تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
حضرت فرمود : آرى . او گفت : همانا من شهادت مىدهم كه تو امام نيستى . راوى مىگويد : در اين هنگام براى مدّتى طولانى امام در حالى كه سر به زير افكنده بود ، انگشت بر زمين زد و سپس سر به سوى او بلند كرد و به او گفت : از كجا مىدانى كه من امام نيستم ؟ او گفت : زيرا از امام صادق عليه السلام براى ما روايت شده كه امام عقيم نمىباشد ، در حالى كه تو تاكنون كه به اين سن رسيده‌اى هنوز فرزندى ندارى . راوى مىگويد : آن گاه امام براى مدّتى طولانىتر از دفعه‌ى اوّل سر به زير افكند و سپس سر برداشت و فرمود : خدا را شاهد مىگيرم كه روزها و شب هايى ( چند ) نخواهد گذشت كه خداوند به من فرزندى روزى خواهد كرد . عبدالرّحمن بن ابىنجران مىگويد : ما از همان وقتى كه اين سخن را گفت ، آن ماه‌ها را شمرديم و ( ديديم كه ) خداوند اباجعفر عليه السلام را در كمتر از يك سال به او هديه كرد . راوى همچنين مىگويد : همين حسين به قياما در طواف ايستاده بود كه امام رضا عليه السلام به او نگريست و سپس به او گفت : تو را چه شده خداوند حيرانت كند و او همچنان بر واقفىگرى اش باقى بود .

سؤال ابن ابىسعيد از امامت حضرت امام رضا عليه السلام

ابن ابى سعيد مكارى بر امام رضا عليه السلام وارد شد و به حضرت گفت : آيا - ارزشت را زياد كند - آن چه را كه پدرت ادّعا كرد ادّعا مىكنى ؟ حضرت عليه السلام به او فرمود : تو را چه شده ؟ ! خدا نورت را خاموش كند و فقر را درون خانه ات كند ! آيا نمىدانى كه خداوند ( عزّ و جل ) به عمران وحى نمود كه " همانا من پسرى را به تو هديه مىكنم " سپس مريم را به او هديه كرد و به مريم عيسى را هديه كرد ؛ پس عيسى از مريم است و مريم از عيسى و