اجازه گرفت ، ديدم در محل نماز نشسته و در انديشه است .
عرض كردم : يابن رسولاللَّه اين چه چيزى است كه مردم از شما حكايت مىكنند ؟
پرسيد : چه چيز ؟
گفتم : مىگويند شما مدعى هستيد كه مردم بنده شما هستند ؟ !
دست به جانب آسمان دراز كرده گفت : اى خداى آفريننده آسمان و زمين كه آشكار و پنهان را مىدانى تو خبر دارى كه من چنين چيزى نگفتهام هرگز و نه شنيدهام كه يكى از اجدادم مدعى شده باشد ، خدايا تو مىدانى اين امت چه ستمها به ما روا داشتهاند كه اين يكى از آنها است .
آنگاه رو به من نموده فرمود : اگر آن طورى كه مىگويند ، همهء مردم برده و بنده ما باشند به چه كس آنها را بفروشيم ؟
عرض كردم : صحيح مىفرمائيد ياابن رسولاللَّه .
سپس فرمود : مگر تو منكرى ولايت ما را كه خدا واجب نموده چنانچه ديگران انكار دارند ؟
عرض كردم : معاذ اللَّه هرگز ! من اقرار به ولايت شما دارم .
چرا خداوند براى مردم اولوالامرى قرار داد و آنها را به اطاعت از آنهادستور داد ؟
اگر كسى بپرسد : چرا خداوند براى مردم اولىالامر قرار داد و طاعتشان را واجب فرمود ؟
پاسخ گفته مىشود : براى علّتهاى بسيار ، از آن جمله آنكه : مردم همين كه در قانون ، حد معيّن و مشخّصى برايشان معلوم شد ، و مأمور بودند كه از آن تجاوز ننمايند تا به فساد كشيده شوند ، اين امر مسلّم و ثابت نشود و به وقوع نپيوندد ،