و ايمان ، اداء امانت ، و پرهيز از همه گناهان كبيره است و نيز شناسائى بدل و اقرار به زبان ، و عمل به اندام است .
تا آنجا كه فرمود : و ايمان بياورى به عذاب قبر ، و سؤال نكير و منكر ، و زنده شدن پس از مرگ ، و ميزان ، و صراط .
و بيزارى از آنهائى كه به خاندان محمّد صلى الله عليه و آله ستم كرده و بر بيرون ساختن آنها ( از مسند حكومت ) همّت گماردند و ستم بر آنها را روش خويش قرار داده ، و سنّت پيامبر خود را دگرگون ساختند .
و بيزارى از ناكثان ( كه با على عليه السلام در جمل جنگيدند ) و قاسطان ( در صفّين ) و مارقان ( در نهروان ) آنها كه پرده ( احترام ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را دريده و بيعت با امام خويش را شكستند و آن زن ( عايشه ) را از خانه بيرون آوردند ، و با اميرالمؤمنين عليه السلام جنگيده و شيعيان را كشتند ( گواهى دهم كه بيزارى از اينها ) واجب است .
و بيزارى از كسى كه خوبان را نيست و دربه در نمود ، و رانده شدههاى ملعون را پناه داد ، و اموال را بين توانگران دست به دست چرخاندند ، و بىخردانى چون معاويه و عمرو عاص دو لعنت شده پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را روى كار آورد ،
و بيزارى از پيروان آنها كه با اميرالمؤمنين عليه السلام جنگيدند و مهاجرين و انصار و اهل فضل و صلاح سابقهدار را كشتند ،
و بيزارى از سودجويان خودپرست و از ابو موسى اشعرى و وابستگانش ( آنها كه عمرشان را در راه حيات دنياى فانى تباه كردند و به خيال باطل مىپنداشتند نيكوكارى مىكنند ، همين دنيا طلبانند كه به آيات خداى خود كافر شدند ) به ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام ( و روز ملاقات خدا را انكار كردند ) ،
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 27
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٧